تبليغاتX
سه نقطه سرخط


سه نقطه سرخط
اولين هفته نامه دانشگاه پيام نور فيروزآباد و تنهاترين هفته نامه كل منطقه 5
تبريك ... سه نقطه به صدتايي ها پيوست
با سلام به همه خوبان

اينكه مدتهاست سه نقطه به شماره صدم پيوسته و هيچكس درست اطلاع ندارد سو‍ژه اصلي امروز است.

اينكه چرا هيچكس نفهميد سه نقطه چطور به صد تايي ها پيوست بماند اما بدانيد و آگاه باشيد كه سه نقطه جديد از شماره ۱۰۱ دوباره در دانشگاه پديدار شده است.

سه نقطه سر خط

اولين نشريه دانشجويي صد شماره اي در سراسر كشور

 

 

2 نوشته شده در تاریخ  پنجشنبه 14 آبان1388   توسط محبوب | 
سلام به همه
2 نوشته شده در تاریخ  دوشنبه 27 مهر1388   توسط محبوب | 
گزارشی از مشکلات عدیده پنجشنبه بازار بومهن

گزارشی از مشکلات عدیده پنجشنبه بازار بومهن

بزم دود و خاک و اشتیاق خرید!

 

همیشه آخرین روز کاری هفته برای همگان عزیز و دوست داشتنیست. روزی که قرار نیست از قضا فردای آن مثل همیشه صبح زود سر ساعت از خواب بیدار شده و پس از صرف صبحانه ای مختصر با عجله به سمت محل کارتان عازم شوید. اما در بومهن، پنجشنبه ها نه تنها بخاطر آخرین روز هفته بودن بلکه به دلیل برگزاری یکی از بزرگترین بازارهای سنتی، عزیز و محبوب است. آخرین روز هر هفته بازاری وسیع با تنوع بالای محصول و قیمتهای مناسب خیل عظیم مشتاقان را به سوی خود جلب میکند. بازارهای سنتی همواره هواداران خودش را داشته و با توجه به خصوصیات مختص خودش، یکی از شلوغ ترین مراکز شهر محسوب میشود. نکات بسیاری از قبیل تنوع محصولات و قیمتهای مناسب در قیاس با بازارهای ثابت سطح شهر، و همچنین در دسترس بودن انواع و اقسام اجناس با کیفیتها و قیمتهای مختلف این مراکز فروش را به یکی از مهمترین مناطق سطح شهر مبدل کرده است.

 

یکی از بزرگترین نقاط مثبت پنجشنبه بازار بومهن، تنوع محصول و گوناگونی کیفیت و نوع اجناس است. خانمی که دو کیسه پر به دست دارد میگوید: تقریبا 70 درصد مایحتاج روزمره زندگیم را از طریق بازارهای روز فراهم میکنم. وی اضافه میکند: اینکه تمام اجناس یکجا در دسترس است و همچنین تنوع کیفیت و قیمت باعث میشود دست مشتری برای انتخاب اجناس باز باشد.

زوج جوان دیگری که با هم برای خرید آمده اند تصریح میکنند که میزان قابل توجهی از نیازهایشان را ازطریق بازارهای روز تهیه میکنند. آنها میگویند: وقتی تنوع محصول وجود داشته باشد، با توجه به سطح درآمدهای مختلف میتوان انتخابهای مناسبی داشت.

یکی از مهمترین ویژگی های یک بازار سنتی خوب، در اختیار گذاشتن طیف وسیعی از محصولات در کنار یکدیگر است. در چنین شرایطی بازار، با استقبال بیشتری مواجه میشود، از آنجا که قسمت اعظم مراجعه کنندگان به بازارهای روز، از قبل برنامه ای برای خرید جنس خاصی ندارند، و اکثرا پس از بازدید از غرفه ها تصمیم به خرید یک کالا میگیرند، تنوع محصولات و غرفه ها میتواند در امر فروش بیشتر و فراهم نمودن کلاهای مورد نیاز شهروندان بسیار تاثیر گذار باشد.

شهروندی در رابطه با طبقه بندی بازار و محصولات عرضه شده درآن گفت: اگر در مورد طبقه بندی محصولات عرضه شده در بازار برنامه ریزی درستی صورت پذیرد، بدین ترتیب که اجناسی که در یک رده قرار دارند، در یک لاین مشخص و از پیش تعیین شده گرد هم جمع آوری شوند، سردرگمی مردم در انتخاب کالاها و یافتن غرفه مخصوص به آن کاسته شده و شکل بهتری به برگزاری بازار میبخشد.

 

در شرایطی که اکثر غریب به اتفاق بازدید کنندگان از شلوغی بازار گله مندند، نحوه چیدمان غرفه ها و تجاوز به حریم عبور و مرور وسائل نقلیه به اغتشاش حاصل از برگزاری این بازار افزوده است. با توجه به عرض محدود خیابانی که بازار درآن برپا شده، عبور و مرور اتوموبیلها از یک طرف و از طرف دیگر چند هزار بازدید کننده ای که از مقابل غرفه ها میگذرند، ترافیکی سنگین ایجاد کرده که گاها به تصادف و برخورد هم منجر میشود. در این ازدحام، برخورد آینه بغل اتومبیلها با عابران یک اتفاق بسیار ساده و معمولی محسوب میشود. ضمن اینکه عبور دو خودرو از کنار هم نیز به یک پروژه سخت و سنگین مبدل میگردد! تمام این عوامل اسباب درگیریهای لفظی و زد و خوردهای بسیاری را بین شهروندان فراهم میسازد که صورت خوشی را به برگزاری بازاری که قرار است مایحتاج مردم را فراهم سازد نمیبخشد.

از طرف دیگر اگر چه آخرین روز هفته یورش مردم به سمت شمال برای تفریح و گشت و گذار اسباب ترافیک تنها بلوار اصلی شهر کوچک بومهن را فراهم میکند اما در کنار آن عامل مهم دیگری نیز به این معضل بزرگ دامن زده است. در حالیکه تمام تلاش پلیس راهور بر روی کاستن از بار ترافیکی این جاده مهم در روزهای آخر هفته متمرکز شده است، به نظر میرسد برگزاری پنجشنه بازار در این محل، تمام کوشش عوامل راهور را مختل کرده است.

با توجه به حجم سنگین بازدید از بازار و به این دلیل که اکثرا با خودرو شخصی به جهت حمل کالاها و اجناس خریداری شده به بازار مراجعت میکنند، احداث پارکینگی مناسب و استاندارد، میتواند تا حدودی از اغتشاش حاصله جلوگیری نماید.  

اینها نمونه ای از مشکلات و دردسرهاییست که انتخاب مکان نامناسب جهت برپایی بازار، برای شهروندان بوجود آورده است. آزار و اذیت همسایگان، اختلال در کار و کاسبی مغازه دارهای محلی و همچنین آلودگی و مخاطرات آن برای اهالی از دیگر مشکلات عدیده ایست که توجه به تغییر مکان پنجشنبه بازار را دراولویت نخست قرار میدهد.

 

یکی دیگر از عوامل مهم و اساسی در برپایی یک بازار هفتگی خوب، برخورداری ان از امنیت کافی و ارائه یک جو آرام برای بازدیدکنندگان است. چیزی که اکثر بازدیدکنندگان و غرفه داران از آن به عنوان نقطه مثبت بازار یاد کردند. برخورد نیروی انتظامی با اراذل و اوباش و جوانانی که در بازار پرسه میزنند و با ایجاد مزاحمت برای دیگران جوی متشنج پدید می آورند بسیار کارآمد و سازنده عنوان شده و به نظر میرسد، بازار به لحاظ امنیتی از شرایط خوبی برخوردار است. در این شرایط بعضا مشاهده میشود که عوامل برگزار کننده بازار، در حد یک مقام قضایی، با افراد برخورد کرده و خودشان درمورد اجرای حکم وارد عمل میشوند. در شرایطی که معمولا عوامل نیروی انتظامی در جای جای بازار حضور موثری دارند، برخورد مستقیم یک عامل برگزار کننده کاملا بی مورد است.

 

عدم رعایت بهداشت کافی، یکی ازمهمترین معضلات پنجشنبه بازار بومهن است. پنجشنبه بازار در مکانی برگزار میگردد که از یک سو ساخت و سازهای ساختمانی عامل ایجاد آلودگی های بسیاری را فراهم آورده است و از سوی دیگر، عدم زیر ساخت های مناسب باعث شده تنها به دلیل عبور و مرور مردم از مقابل غرفه ها گرد و خاک بسیاری تولید گردد چه برسد به وزش بادهای شدیدی که این روزها در بومهن معمول شده است! این شمایل اسفناک زمانی مهم میشوند که با مسئله غرفه های مواد غذایی و خوراکی روبرو شویم. غرفه هایی وجود دارند که به صورت رو باز، اقدام به فروش اغذیه کرده و مردم نیز متاسفانه بدون توجه به عدم رعایت موازین بهداشتی اقدام به خرید و مصرف آنها میکنند.

در همین زمینه، عدم دسترسی به سرویسهای بهداشتی، از دیگر نقاط ضعف مهم و اساسی محسوب میشود که ذکر تبعات آن نیز نیاز به طول و تفسیر خاص خود داشته و مجال خود را میطلبد.

 

عدم روشنایی سطح بازار و الزام غرفه داران نسبت به استفاده از موتور برق، و در نتیجه ایجاد آلودگی و سر و صدا برگ زرین دیگریست در کارنامه درخشان عوامل تهیه و تدارکات پنجشنبه بازار.

با توجه به جمیع جهات ذکر شده بجاست مسئولین امر، در برگزاری بازارهای هفتگی سطح شهر، تمام سعی و کوشش خود را مبذول داشته تا حق مردم را به نحو احسن ادا کنند. شاید بتوان گفت اولین قدم مثبت در این راستا تغییر مکان برگزاری بازار باشد. در این زمینه بسیاری از کارشناسان عقیده دارند تغییر شمایل اینگونه بازارهای سنتی به مدرن میتواند در افزایش سطح کیفی و کمی نمایشگاه ها بسیار موثر بوده و در نهایت، اسباب بهره وری بیشتری را هم برای غرفه دار و هم برای بازدید کننده فراهم سازد.

در بسیاری از شهرهای کشور شاهد این تغییر رویه هستیم. چندی پیش در شیراز، اولین گام عملی در این زمینه برداشته شد و بازارهای سنتی که در سطح شهر برگزار شده و گاها چهره شهر را بسیار زشت و ناپسند کرده بودند در مکانهایی با عنوان پارک کار ساماندهی شدند.

زمانی که یک مکان مشخص برای اینگونه فعالیتها معین گردد، مسئولین هم بهتر میتوانند برای برگزاری هر چه بهتر آن برنامه ریزی کرده و سطح آسایش و امنیت مردم را در تمام زمینه ها بالا برند.

پنجشنبه بازار بومهن یکی از پر بازدید کننده ترین مراکز منطقه است که پتانسیل بالایی در اشتغال زایی و افزایش بهره وری دارد. میتوان با توجه بیشتر به نحوه برگزاری آن از تمام توان بالقوه آن در راستای خدمت صادقانه به مردم جامعه یاری جست.

 

2 نوشته شده در تاریخ  چهارشنبه 31 تیر1388   توسط محبوب | 
گزارشی از وضعیت نابهنجار سیستم آب رسانی در بومهن

 

گزارشی از وضعیت نابهنجار سیستم آب رسانی در بومهن

گذر از بحران به فاجعه

مردم 10 روز است که آب ندارند!

 

ظهر روز یکشنبه 29 تیرماه 88 جمعی از اهالی بومهن با تجمع در برابر سازمان آب این منطقه خواستار پاسخگویی مسئولین در مورد قطعی های مکرر و چند روزه آب در این شهر شدند.

 

به گزارش خبرنگار ما جمعی از مردم شهر بومهن با اظهار نارضایتی از عملکرد مسئولین در مورد تهیه آب شرب منطقه، در برابر این سازمان تجمع کرده و خواستار رسیدگی سریع به مشکلشان شدند. این جماعت مدعی شدند طی روزهای اخیر چندین تانکر اقدام به برداشت آب از لوله های باز گذاشته شده در مناطق مشخصی نموده در حالیکه خود اهالی مدت 4 روز است که با بحران قطعی آب دست و پنجه نرم میکنند.

 

خانمی که خود را از اهالی محله باغک بالا معرفی نمود اظهار داشت حتی پس از پیگیری های مکرر باز هم وضع ما همانطور است که بوده و هیچ تغییری در وضعیت آب شرب منطقه ایجاد نشده است. وی افزود: در بسیاری از محلات، مردم، شبانه اقدام به لوله گذاری و لوله کشی نموده و به صورت غیر قانونی از آب منطقه استفاده مینمایند و نه با قطعی آب مواجهند و نه هزینه آن را پرداخت میکنند و این در حالیست که بسیاری با اینکه به صورت قانونی و با کنتور از آب استفاده مینمایند، هم آبشان مکرر قطع شده و هم هزینه سرسام آوری را بابت آن پرداخت میکنند.

 

یکی دیگر از تجمع کنندگان در مورد عدم نتیجه گیری پیگیری های مردم در مورد این مسئله گفت: یک بار میگویند مخزن خالیست، مخزن که پر میشود، میگویند پمپ ها خراب است بعد که مشکل پمپها هم مرتفع میشود میگویند لوله ها هوا گرفته است.

 

فرد دیگری با اظهار نارضایتی از زیر پا گذاشتن عدالت اظهار داشت: به ما بگویید بین محله های مختلف چه تفاوتی وجود دارد که سهمیه آب برخی نقاط 3 ساعت است در صورتیکه برخی نقاط دیگر تا 6 ساعت از آب سهمیه بندی شده استفاده میکنند؟!

 

یکی دیگر از انتقادات وارده به نحوه عملکرد سازمان آب، عدم پاسخگویی به تلفن های این سازمان و اطلاع رسانی ضعیف آنها عنوان شد. فردی در این رابطه اظهار داشت: ای کاش حداقل وقتی تماس میگرفتیم، یک نفر ان گوشی را برمیداشت و میگفت اصلا به شما آب نمیدهیم، نه اینکه مدتها زنگ بخورد و حتی یک نفر حاضر به پاسخگویی نباشد.

 

در این خصوص هادی زاده، مدیر سازمان آب منطقه بومهن با حضور در این مکان نسبت به پاسخگویی به مشترکین اقدام نمود.

هادی زاده در رابطه با مشکلات عدیده اخیر گفت: مردم در این مورد کاملا حق دارند. متاسفانه طی چند روز اخیر با مشکل جابجایی مخزن ها و لوله گذاری جدید روبرو بودیم که البته تمام اینها برای بهبود کیفیت آب رسانی به مناطق مختلف شهر برنامه ریزی و تدارک دیده شده است. وی افزود: قطعی 2 ساعته برق مرکز پمپاژ سازمان، به علاوه سوختگی ناگهانی پمپ مکنده آب، از عوامل مهم و اساسی در وقوع بحران روزهای اخیر آب بومهن است. وی با بیان این مطلب که جایگزینی پمپ جدید حدود 6 تا 8 ساعت وقت میبرد تصریح کرد: با تلاش پیگیر عوامل، موفق شدیم در عرض 4 ساعت پمپ جدید را جایگزین نموده و سیستم را مجددا در مدار قرار دهیم. مجموعه حوادث فوق سبب شد با مشکل وسیعی در امر آب رسانی به مناطق مختلف شهر روبرو گردیم.

 

وی در مورد میزان تاثیرگذاری بارندگی های اخیر در بهبود وضعیت آبرسانی اظهار داشت: اگر چه امسال با افزایش میزان بارندگی به مقدار چشمگیری روبرو بودیم اما این افزایش در میزان آبهای زیر زمینی تاثیر گذار نبوده و تنها سطح آبهای پشت سد را افزایش داده است. سدهایی که بصورت متمرکز در جهت تامین آب شرب شهر تهران تدارک و ساخته شده اند.

 

مدیر سازمان آب بومهن با بیان این مطلب که خدمت رسانی با کیفیت سازمان آب، نیاز به همدلی و همکاری تمام مشترکین این سازمان دارد تصریح کرد: در برخی نقاط مشاهده مشود در اوج کمبود آب شرب، بعضی از خانوارها اقدام به شستشوی فرش و پتو و ... میکنند! وی در همین رابطه با اظهار ناخرسندی از الگوی مصرفی طیف مشترکین شمال شهر افزود: متاسفانه با وجود تعداد اندک مشترکین در شمال شهر بومهن، مصرف آنها چند برابر مشترکین پرشمار جنوب شهر است که گاها در امر آبرسانی به جنوب شهر اختلال ایجاد میکند. وی تصریح کرد: طی 12 ساعت پس از آبرسانی به مشترکین شمال شهر، ارتفاع آب ذخایر ما از 5/2 متر به 50 سانتیمتر میرسد درحالیکه طی همین بازه زمانی، پس از پخش آب در محلات جنوب شهر، ارتفاع آب تنها یک متر کاهش پیدا میکند.

 

مدیر سازمان آب منطقه، در مورد عدم رعایت مساوات در امر آبرسانی به مناطق مختلف و کم و زیاد شدن ساعات خدمت رسانی، گفت: با توجه به محدودیت کلیدهای پخش آب در منطقه وسیع بومهن و به علت پراکندگی محلات از یکدیگر در برخی نقاط، وقتی استارت آبرسانی به یک بخش زده میشود، ممکن است محله ای که در منتهی الیه بخش قرار گرفته، اندکی با تاخیر، به آب شرب دسترسی پیدا نماید که این مسئله را نباید با عدم رعایت حق و حقوق شهروندی به اشتباه گرفت.

 

هادی زاده در مورد شایعات پخش شده مبنی بر استفاده تانکرهای شخصی از آب و نقل و انتقال آن به مکانهای نامعلوم، با تکذیب آنها تصریح کرد: تانکرهای شخصی مربوط به عوامل شهرداری بوده و صرفا برای آبرسانی به کارگرانی که در حومه شهر مشغول به کار هستند به کار گرفته شده اند.

 

در نهایت، هادی زاده در مورد راهکارهای پیشنهادی این سازمان در جهت رفع مشکلات اخیر اظهار امیدواری کرد با آغاز بکار چاه جدید و اتصال لوله فرعی به لوله اصلی که خود نیاز به زمان قابل توجهی دارد، در راستای کاهش مشکلات مردم گام موثری برداشت.

 

 

سرانجام پس از اقدام ساکنین یکی از محلات شهر، نسبت به مسدود نمودن جاده بین المللیِ مهم و استراتژیک تهران شمال، به دلیل 10 روز قطعی پی در پی آب در این محله، عصر روز سه شنبه 30 تیرماه، جلسه کمیته امنیتی با حضور بخشدار منطقه، مدیر سازمان آب، رئیس کلانتری بومهن و تنی چند از مقامات مسئول محلی در بخشداری بومهن برگزار شد. در این جلسه پس از بررسی بحران اخیر، تصمیمات مهمی اتخاذ گردید.

 

پس از پایان این جلسه مقرر شد شهرداری بومهن به مدت حداقل یک ماه از روز 31/4/88 تا خروج از شرایط بحرانی کنونی با در اختیار گذاشتن تانکر حمل آب 20 هزار لیتری و بر اساس برنامه و تحت نظر آب و فاضلاب، همکاری لازم را در تامین و توزیع آب برخی محلات شهر بعمل آورد. همچنین با توجه به انعکاس موضوع توسط بخشداری مرکزی و درخواست 10 دستگاه تانکر آب از ستاد حوادث غیر مترقبه فرمانداری و استانداری تهران، قرار شد مدیر آبفای بومهن اعزام تانکرهای مورد نیاز درخواستی را پیگیری نماید. در همین راستا آبفای بومهن نیز با نصب بنر و پلاکارد و توزیع بروشورهای آموزشی و تبلیغاتی در محلات در خصوص فرهنگ سازی اصلاح الگوی مصرف و صرفه جویی در مصرف آب اقدام خواهد نمود.

2 نوشته شده در تاریخ  چهارشنبه 31 تیر1388   توسط محبوب | 
صدمین شماره سه نقطه به زودی در دانشگاه منتشر میشود. این شماره هم اکنون به صورت نمونه چاپ و در زمان آغاز سال تحصیلی جدید در دانشگاه منتشر میشود.

جشن ششمین سالگرد انتشار سه نقطه هفته اول مهر ماه سال جاری در یکی از سالن های سطح شهر برگزار میگردد. تاریخ دقیق این همایش متعاقبا به اطلاع میرسد.

 

2 نوشته شده در تاریخ  دوشنبه 8 تیر1388   توسط محبوب | 
غارتگر بيت المال اعدام بايد گردد

بسم الله الرحمن الرحیم

 

زمان: جمعه 15 خرداد 1388

مکان: مصلای نماز جمعه تهران

 غارتگر بيت المال اعدام بايد گردد

شاید یکی از حساس ترین خطبه های نماز جمعه تهران میتوانست امروز در مصلای نماز جمعه تهران ایراد شود. پس از مناظره جنجال برانگیز چند شب پیش همه آمده بودند تا فقط و فقط در مورد اتفاقاتی که در مناظره رخ داد بشنوند. اما امام جماعت امروز، شاید به این دلیل انتخاب شده بود که نمیتوانست هیچ چیزی در مورد جلسه آن شب کذایی بگوید. او آنقدر خنثی حرف زد که مردم خودشان آنچه را که دوست دشتند بشنوند، فریاد زدند!

در روزی که تمام هواداران آقای موسوی برای تفریح به شمال رفته بودند، طرفداران احمدی نژاد به مصلا آمدند تا حمایت خود را از او و به خصوص آنچه چند شب پیش ادعا کرده بود اعلام کنند. از خود میدان انقلاب، تا مصلای تهران را پیاده رفتم که البته مسیر زیادی نیست اما کل محدوده نماز جمعه را تشکیل میدهد. در این مسیر حتی یک پوستر یا عکس یا تراکت تبیلغاتی از موسوی یا کروبی یا رضایی ندیدم. تاکید میکنم حتی یک مبلغ هم وجود نداشت. هر چه بود بر در و دیوارها از قبل چسبانده شده بود. تمام هواداران و مشتاقان احمدی نژاد انگار ریخته بودند در مصلا. هیچکس نظر دیگری نداشت. همه متحد بودند. همه حمایت خود را در قالب یک شعار که بد جوری بلند ادا میشد اعلام کردند.

احمدی احمدی حمایتت میکنیم

 

انتهای آنتن اکثر ماشینهای لوکس و گرانقیمت یک تکه پارچه سبز به نشانه حمایت از موسوی بسته شده است. مچ دست اکثر بچه سوسولها و قرتی ها و بد حجابهای شهر به یک تکه پارچه سبز بسته شده است! و من نمیدانم آنها که نبسته اند نداشته اند یا هوادار نیستند!

یک شیوه جذاب و نوین برای تبلیغ و اعلام وابستگی به یک گروه و حذب سیاسی. البته پیش از این، گروه های فرهنگی از این شیوه تبلیغ استفاده نموده بودند. اما برای اولین بار در سطح جامعه برای تبلیغ یک گروه سیاسی شایع گردید. روشی هوشمندانه که از عمق یک پوستر تبلیغاتی به اوج واقعیت جامعه ریخت. پوستری که در آن، عکس یک دست که انگشتهایش به نشانه وی یا پیروزی باز شده بود با مچبندی سبز مزین شده و در کل ارتباط خوبی با مخاطب برقرار میکرد. وقتی دو نفر که یکدیگر را نمیشناسند در مسیر حرکت خود با دو مچبند همرنگ که به دستهایشان بسته شده روبرو میشوند یک احساس خوشایندی که از تک و تنها نبودن برخاسته شکل میگیرد و در حقیقت نوعی پیوند دوست داشتنی بینشان برقرار میگردد.

واقعا دوست داشتم همین نوع تبلیغ در مورد کاندیدای محبوب من هم برقرار شود تا من هم بتوانم همچون آنها از دیدن هم عقیده هایم خرسند شوم. بالاخره در حالی که مچبند سبز رنگ به نشانه حمایت از موسوی به دستها بسته شد، مچبندی هوشمندانه با طرح پرچم سه رنگ و زیبای ایران به دستهای حامیان احمدی نژاد گره خورد.

جو جالبی در تهران برقرار است. جوی که در آن همه و همه، مرد و زن و کودک و پیر، حداقل اگر آنچنان سواد سیاسی نداشته باشند اما سیاست برایشان مهم است. آنها در محیط خاصی زندگی میکنند. همین محیط خاص باعث شده خواسته یا ناخواسته دانش سیاسی مردم بالا رود. آنها وقتی از خواب بیدار میشوند و از خانه بیرون میروند با یک سیاست مدار که آراسته و آماده در حال اعزام به کارخانه سیاسی جامعه است روبرو میشوند. در تاکسی که مینشینند اگر مسافر یکی از سیاسیون نشوند، کنارشان فرزندان و خانواده های سیاسیون مینشینند. بحث و گفتگوهای پراکنده ای که اینجا و آنجا میشنوند، آن هم بدون اینکه بخواهند بشنوند کافیست تا از یک سواد کافی در زمینه مسائل سیاسی برخوردار گردند. این مهمترین دلیل تفاوت سطح نگرش سیاسی در تهران و بقیه شهرستانهاست.

دستبندهای سبز و سه رنگ به دست اکثر آنها که در خیابانها و پیاده روها قدم میزنند و در یک کلام به دست همه آنها که در تهران زندگی میکنند بسته شده و شما بدینوسیله منش سیاسی خود را فریاد میزنید و نوعی گردهمایی سیاسی در جامعه تشکیل میشود.

این چند روز هر چه در تهران و اطراف میگشتم کم پیش می آمد که از دیدن یک هم مسلک سیاسی خوشنود شوم و این بدان معنی بود که اوضاع در مورد حزب سیاسی من وخیم است. اما امروز یک استثنای به تمام معنا شکل گرفت و هر کجا را که نگاه میکردم یک طرفدار پر و پا قرص احمدی نژاد در برابرم ظاهر میگشت. ذوق زده شده بودم. تنها تاسفم به این دلیل بود که هنوز نتوانسته بودم یکی از آن مچبندهای سه رنگ را پیدا کنم و به دستم ببندم و من هم بشوم قطره ای از دریای سه رنگی که موج موج وارد مصلای بزرگ نماز جمعه تهران میشد.

خطبه اول و دوم و اقامه نماز و اتمام و مردمی که ارضا نشدند. میان تایم اتمام خطبه ها و آغاز نماز، جمعیت به ناگهان با جرقه ای از جا برخاست و همچون یک موج خروشان صدای بلندگوهای سراسر مصلا را قطع کرد. یکصدا و یک آوا فریاد حمایت از احمدی نژاد سر داد و از تاثیر آن رازهای بگو شده ی مناظره چند شب پیش، میخروشید. آنها جواب میخواستند. آنها به دنبال پاسخ مسئولین بودند. آنها میخواستند آن آقایی که رفت آن بالا، همچون کسی که چند روز اصلا ایران نبوده است و هیچ ندیده و نشنیده صحبت نکند. آنها میخواستند آن آقا برود آن بالا و در برابر آنچه گفته شده واکنش نشان دهد. اما حالا که اینچنین نشد خودشان آنچه را که میخواستند – وبه حق میخواستند- از زبان رئیس جلسه عظیم امروز بشنوند، فریاد زدند. آنها برای او که حرمت بیت المال را شکسته مرگ میخواستند. خوشحالم که توانستم همچون یک قطره هر چندکوچک و بی مقدار در دریا شدن آن سیل عظیم شرکت کنم. هم صدا با آنها فریاد زدم و به گفته شخصی، عقده های چندین و چند ساله ملت، در آن جلسه خالی شد. فریادهایی که در گلو خفه میشد، فریادهای به حقی که از ترس این و آن و همچنین مصلحت اندیشی نمیدانم بجا یا نابجا سر بر نمی آورد. انگار رنگ ترس و اضطراب از چهره ها زدوده شده بود. شهامت و شجاعت احمدی نژاد در دلهای هوادارانش رسوخ کرده بود و حالا که همه چیز بالاخره بعد از سالها روشن شده بود، میخواستند که همه واکنش نشان دهند. تمام مشتهای جماعت عظیمی که داخل مصلا سر پا ایستاده بود، گره شده در هوا تاب میخورد و با ضرب آهنگ ندای دلنشین عدالتخواهی جامعه همگام بود. برای اولین بار میان حامیان خودم ایستادم و بدون اینکه ذره ای در دلم احساس ترس داشته باشم، بلند فریاد زدم آنکه حق مرا خورده است باید کشته شود. این دستاورد کمی نیست. این چیزی نیست که بشود به این راحتی ها به دست فراموشی سپرد. احقاق حق مظلومین و محرومین جامعه یک آرزوی همیشگی برای عدالتخواهان سراسر عالم است. اما اینجا در این زمان، این سیل خروشان به نمایندگی از تمام مردم ایران فریاد زد. حتی هنگام خروج جمعیت از مصلا، فریادها ادامه داشت. و نه تنها هنگام خروج، که بیرون از دانشگاه، گروه هایی دور هم جمع شده و حمایت مستحکم خود را از قهرمان ملیشان فریاد میزدند. حد فاصل میدان انقلاب تا ولیعصر موج خروشان دستبند سه رنگ ها بیداد میکرد. پلاکاردهای زیادی برافراشته شده بود و خواستار برگزاری مجدد مناظره بود. هر چه بود شور و شوق جدیدی بود در دل تمام حامیان همیشگی عدالت و برابری. دستبندم را بستم. دستبندی که از در دانشگاه تهران باز کردم. آن را به دست بستم و مسلک سیاسی خودم را بلند فریاد زدم. آن هم در خیابانی که مظهر سیاست در جامعه است. امروز روزی بود که حس کردم برای نخستین بار خون گرم و سرخ پیروزی درون رگهایم جاری شده است.

 

 

 

2 نوشته شده در تاریخ  یکشنبه 17 خرداد1388   توسط محبوب | 
نکاتی خواندنی در مورد هفته نامه سه نقطه

نکاتی خواندنی در مورد هفته نامه سه نقطه

به بهانه صد شماره انتشار سه نقطه

 

هفته نامه سه نقطه در قفسه های کتابخانه دانشگاه لوس آنجلس

1. در ابتدای فعالیت سه نقطه، مشتاقان حضور در این نشریه آنقدر بودند که کادر مدیریتی آن زمان مجبور شد برای انتخاب اعضای هیئت تحیریه رای گیری کند!

2. طی 5 سال فعالیت سه نقطه نسبت 10 به 2 حضور دختران به پسران در تحریریه به صورت متوسط حفظ شد!

3. جلساتی که برای انتخاب اسم نشریه برگزار گردید بالای 10 ساعت به طول انجامید و حتی تحریریه برای پیدا کردن یک نام با مسما به فرهنگ لغت هم متوسل شد!

4. نام نشریه، در حقیقت یک اسم موقتی و یک جای خالی است! در آخرین جلسه برگزار شده، اعضای خسته از انتخاب اسم، در نهایت به این نتیجه رسیدند که نمیشود اسمی که در مورد ان همه اتفاق نظر داشته باشند انتخاب کرد به همین دلیل اسم نشریه را "سه نقطه" به معنای "جای خالی" گذاشتند تا بعدا در فرصت مقتضی نامی در خور جایگاه نشریه یافت شود. پروژه انتخاب اسم نشریه آنقدر طولانی شده بود که همه از کنار گذاشتن آن ابراز خشنودی کردند، به همین جهت، نام سه نقطه روی نشریه ماند و طرفداران خود را نیز پیدا کرد.

5. چند ماه از فعالیت نشریه نگذشته بود که یکی دیگر از نشریات ادعای مشابهت اسمی با نشریه کرد و در نتیجه سه نقطه مجبور شد نام خود را تغییر دهد. به دلیل محبوبیت عام نام سه نقطه نزد خوانندگان، تنها پسوند "سر خط" به آخر نام سابق اضافه گشت تا هفته نامه با نام جدید "سه نقطه سرخط" به فعالیتهای خودش ادامه دهد. اما پسوند جدید هیچ جایی میان مخاطبان پیدا نکرد و عملا نام شناسنامه ای سه نقطه تغییر پیدا نمود.

6. پسوند "سر خط" بیشتر به دلیل عدم پاسخگویی مسئولین به پیگیری های سه نقطه در مورد مشکلات دانشگاه انتخاب شد. به معنای نا تمام ماندن تمام تلاش ها.

7. به لحاظ ارتباط موثر با سه نقطه از ابتدای فعالیت این نشریه، بیش از 55 نفر با هفته نامه ارتباط برقرار کردند.

8. حدود 3 سال پیش، پس از 2 سال فعالیت مستمر، اعضای فعال سه نقطه تنها به 2 نفر تقلیل پیدا نمود اما هرگز فعالیتهای این نشریه قطع نشد.

9. طی 5 سال فعالیت مداوم، و چاپ 100 شماره، این نشریه تنها در یک جشنواره شرکت جست. عدم اطلاع رسانی مفید مسئولین در مورد برگزاری جشنواره ها علت اصلی جا ماندن سه نقطه بود.

10. از شماره یک تا شماره 4 ، سه نقطه با قیمت 50 تومان در دانشگاه فروخته میشد. پس از اعتماد رئیس وقت دانشگاه نسبت به ماندگاری نشریه، این هفته نامه به صورت رایگان و با تیراژ 200 نسخه ای در دانشگاه منتشر گردید.

11. طی 5 سال فعالیت مطبوعاتی، و چاپ یکصد شماره، 2 شماره توسط مسئولین وقت توقیف شد.

12. خوانندگان سه نقطه به دانشجویان دانشگاه محدود نمیشدند، سه نقطه در تمام ایران خواننده داشت از عسلویه گرفته تا تهران و ایلام و اصفهان و تبریز. سه نقطه توسط دانشجویان دانشگاه، به این نقاط ارسال، و توسط مشتاقان سه نقطه در سراسر ایران پیگیری میشد.

13. همواره یکی از مهمترین انتقادات به سه نقطه، تیراژ کم آن بود که متاسفانه باعث میشد بسیاری از مشتاقان دست خالی بازگردند. این اشتیاق و این کمبود آنقدر بود که اگر زمانی یکی از شماره های سه نقطه روی زمین می افتاد، بلافاصله توسط دیگران برداشته و مطالعه میشد.

14. یکی از نکات جالب در مورد سه نقطه اینکه به دلیل کوتاه بودن مطالب، و حجم نشریه، بسیاری از دانشجویان، این نشریه را حین مسافرت 2 ساعته خود بین فیروزآباد و شیراز در اتوبوس مطالعه میکردند.

15. بیشترین شمارگان سه نقطه در دوره ای 300 و کمترین آن در دوره دیگر 50 شماره بود.

16. طی 5 سال فعالیت، سه نقطه با بیش از 40 استاد و مسئول مصاحبه کرد.

17. بیش از 30 نویسنده و شاعر، توانستند اشعار و نوشته های خود را در صفحات داخلی نشریه به چاپ برسانند.

18. سه نقطه سبب گردید بسیاری از افرادی که زمانی فکر میکردند اصلا نمیتوانند قلم به دست بگیرند چه برسد به اینکه بخواهند یک مقاله تاثیر گزار بنویسند به نویسنده هایی شاخص و مورد توجه مبدل شوند.

19. جلسات نشریه، تا اواخر سال چهارم به صورت مستمر هر هفته برگزار میگردید و پس از آن به دلیل فارغ التحصیلی چند تن از اعضا، هر از چند هفته یک بار برگزار شد.

20. جلسات سه نقطه تا انتهای سال دوم انتشار در محل کتابخانه مدیریت شیراز برگزار گردید. در ان سال روزنامه ایران به خاطر اهانت به یکی از مسئولین امور، توقیف شد. مسئولان سازمان مدیریت از ترس تکرار اتفاق مشابه، با برگزاری جلسات تحریریه در این مکان مخالفت نمودند و برگزاری جلسات در ان مکان عملا منحل شد.

21. طی 5 سال فعالیت، پست مدیرمسئولی سه نقطه 3 بار و سردبیری 4 بار تغییر و به افراد دیگر واگذار شد.

22. در اواخر سال سوم انتشار، سه نقطه تا مرز تعطیلی پیش رفت، اما با مساعدت هواداران، دوباره با تحریریه ای جدید از نو شکل گرفت.

23. در طول فعالیت پنج ساله سه نقطه پست ریاست دانشگاه 4 بار تغییر نمود و هر 4 بار سه نقطه مجبور بود با شرایط جدیدی که از طرح ها و نظرات رئیس جدید دانشگاه پدید می آمد خودش را وفق دهد.

24. برخی مطالب منتشر شده در سه نقطه در نشریات و روزنامه های معتبر کشور نیز چاپ میشد. از جمله جام جم، سروش جوان، سیاحت و تجارت و ...

25. سه نقطه برای اولین بار پس از چاپ 53 شماره به صورت رنگی (جلد ویژه نامه) منتشر شد.

26. پیش از شروع به کار نشریه، جلسات بحث و بررسی بسیاری برگزار گردید. مبحث شماره یک این جلسات، زمان انتشار نشریه بود. رئیس و مسئول بخش فرهنگی دانشگاه، تمام اعضاء هیئت تحریریه سه نقطه به علاوه مسئول بخش فرهنگی مرکز، با صدور مجوز چاپ نشریه با عنوان هفته نامه به دلیل مشکوک بودن به توانایی سه نقطه در انتشار مستمر آن به صورت هفتگی مخالف بودند. در این بین فقط 2 نفر از اعضاء قویا با طرح ها و پیشنهادات خود خواستار درج عنوان هفته نامه در مجوز انتشار نشریه بودند که نهایتا در عین مخالفت جمع، و تنها جایی که خوشبختانه دموکراسی رعایت نشد، عنوان هفته نامه در مجوز صدور، درج گردید!

27. در بین نشریات منطقه 5، هفته نامه سه نقطه پس از انتشار تنها 10 شماره، به یک رکورددار مبدل شد. بدین معنی که هیچ هفته نامه ای نتوانسته بود به صورت مستمر بیش از 10 شماره چاپ و منتشر کند. آمار فرامنطقه ای در این مورد موجود نیست.

28. شماره های آخر سه نقطه به دانشگاه های معتبر داخلی ارسال و همچنین آخرین ویژه نامه این نشریه نیز به دانشگاه UCLA آمریکا ارسال شد. این نشریه هم اکنون در کتابخانه دانشگاه لوس آنجلس موجود است.

29. بیش از 80 درصد مطالب منتشر شده در سه نقطه تولیدی بوده و همچنین مطالب کپی برداری شده نیز تماما از منابع معتبر برداشت شد.

30. سه نقطه هرگز مطلبی را بدون منبع مرجوعه درج نکرد و همواره به این اصل مهم ژورنالیستی مقید بود.

31. در نظر سنجی صورت گرفته از طریق وب گاه هفته نامه، از ابتدای چاپ این نشریه تا کنون با 4400 بازدیدکننده، ستون قلبهای ناآرام با کسب 36 درصد کل آرا در مکان نخست و پس از ان به ترتیب ستونهای حرفهای تنهایی با 23 درصد و...

در رتبه های بعدی قرار گرفتند. گفتنی است، ستون قلبهای ناآرام با تم عاشقانه به ستونی محبوب نزد هوادارن مبدل گشته که این اواخر به دلائلی از جدول موضوعی صفحات حذف و در این شماره، به پاس انتشار صدمین شماره هفته نامه مجددا نگاشته شده است.

 

32. سه نقطه در شرایطی چاپ و منتشر میشد که بعضا مشاهده میگردید سطح سواد و معلومات جامعه دانشگاهی بسیار پایین است. یکی از مصداقهای بارز و شیرین این قضیه مربوط میشود به شماره 3 هفته نامه که در آن شعری از شاعر گرانقدر، فریدون مشیری چاپ گردید. برخی می آمدند و میپرسیدند "این فریدون مشیری از هم کلاسی های خودمونه؟!"

33. تحریریه سه نقطه طی 5 سال فعالیت خود و چاپ 100 شماره، جمعا بیش از 450 صفحه برای شما خوانندگان گرامی نوشت.

34. ماندگارترین عضو نشریه یاسر محبوب با سابقه یکصد شماره همکاری و موقتی ترین عضو آن خانم فلاح تنها با 2 شماره سابقه هستند.

35. سه نقطه چهارشنبه هر هفته جهت پخش، روی میز بخش فرهنگی دانشگاه قرار میگرفت و تنها پس از گذشت یک ساعت کل شمارگان سه نقطه به اتمام میرسید.

36. بزرگترین جنجال سه نقطه مربوط میشود به تذکر در مورد مبحث منتشر شده در کتاب جامعه شناسی و نقد این کتاب عمومی دانشگاهی. در بخشی از این کتاب، که توسط بروس کوهن به رشته تحریر درآمده از هولوکاست یک واقعه حقیقی تاریخی ساخته شده و با ارائه شواهدی آن را تایید نموده است. بررسی جامع این کتاب توسط تحریریه این نشریه نشان داد، کوهن به صورت کاملا ملموسی به جانب داری و طرفداری از یهود پرداخته است. این در شرایطی بود که هنوز جناب دکتر احمدی نژاد، رئیس جمهور وقت از واقعه ساخته شده یهودیان پرده بر نداشته بود. سه نقطه در ادامه بررسی ها متوجه شد بروس کوهن یکی از دست نشانده های یهودیان است که در کار سینما و ساخت فیلمهایی با موضوعیت جانبداری از یهود  نیز دست دارد. پس از انتشار آن مقاله، مبحث موجود از کتاب درسی حذف گردید.

37. سه نقطه در طول 5 سال سابقه فعالیت خود در بیش از 20 مرکز چاپ، چاپ و منتشر گردید.

38. شماره 34 سه نقطه پس از طی مراحل جمع آوری مطالب، درج مطالب در صفحه و چاپ نشریه، در مسیر ارسال به دانشگاه مفقود شد و دانشگاه یک هفته استثنایی بدون سه نقطه را تجربه کرد. این شماره هفته بعد تجدید چاپ شده و به همراه شماره بعد در دانشگاه منتشر گردید. علت مفقود شدن سه نقطه هیچ وقت روشن نشد.

39. سه نقطه در سال 86 در جهت رسیدن به یک استقلال مطلق قدم برداشت و مراحل اولیه خود را جهت تشکیل یک NGO طی نمود. این نشریه طی ماه های آتی رسما فعالیت های خود را به عنوان یک موسسه فرهنگی مطبوعاتی مستقل با مجوز وزارت کشور ادامه خواهد داد.

40. هیچگاه هیچ مقام مسئولی در هیچ جلسه رسمی و غیر رسمی از سه نقطه و عوامل ان تشکر و قدردانی نکرد. هفته نامه سه نقطه، این مسئله را به عنوان یک افتخار بزرگ در پرونده کاری خود، به عموم اعلام میدارد!

41. بزرگترین گافهای سه نقطه مربوط میشود به چاپ اشتباهی عکس یکی از مصاحبه ها، درج تاریخ اشتباه در چاپ مصاحبه با برنده نوبل ادبی سال 2007 که به اشتباه سال 2008 عنوان شده بود! چاپ دو سری از نشریه با یک شماره!

42. ماندگارترین ستونهای نشریه مربوط میشود به صفحه فرهنگی هنری. چکاوک، فانوس و بوتیک از شماره یک تاکنون به حیات خود ادامه داده اند.

43.  محبوبیت سه نقطه به مرحله ای رسید که برخی از خوانندکان دائمی تنها به دلیل تصاحب شماره جدید نشریه به دانشگاه می آمدند. اتفاقی که بارها به ما گوش زد شد و ما را شرمنده خود ساخت.

44. طولانی ترین جلسه هفته نامه بیش از 4 ساعت به درازا کشید. در این جلسه گرایشات سیاسی هفته نامه مورد تحلیل قرار گرفت. کوتاه ترین جلسه نیز مربوط میشود به جلسه سرپایی که ده دقیقه زیر ریزش قطرات باران برگزار شد.

45.

 

  

 

2 نوشته شده در تاریخ  یکشنبه 17 خرداد1388   توسط محبوب | 
آن روي سكه خدمت سربازي

شانسي كه خيلي ها دوست دارند از دست بدهند

 

در بسیاری از کشورها جوانان جامعه، در یک مقطع زمانی معین به خدمت سربازی فراخوانده میشوند. این دوره از هر لحاظ اسباب سودمندی های بسیاری را برای هر دو طرف فراهم میسازد. هم برای جوانی که به خدمت فراخوانده شده و هم برای دولتی که جوان را فراخوانده است. از یک طرف، دولت نوعی آمادگی نظامی برای مبارزه با تهاجمات خارجی پیدا کرده و از طرف دیگر آینده سازان مملکت خود را برای ورود به چرخه سازندگی آماده و مهیا میکند. در برخی کشورها خدمت سربازی، اختیاری بوده و با توجه به علاقمندی جوانان برای شرکت در این دوره ها در دسترس قرار گرفته است و در برخی کشورها از جمله ایران این دوران به صورت اجباری دایر شده و جوان در دوره معینی مکلف به معرفی خود به نیروهای مسلح خواهد بود.

نظام، ویژگی ها و خصایصی دارد که این دوره را نسبت به دوره های دیگر زندگی به طرز کاملا موثری متمایز میکند. دور ماندن جوان از خانه و تجربه نوع جدیدی از زندگی به همراه فراگیری اصول زیستن در شرایط سخت، فرد را در برابر مشکلات گریز ناپذیر زندگی مهیا میسازد. سرباز، یاد میگیرد که هنگام رویارویی با مشکلات چه از نظر قوای جسمی و چه از منظر قوای فکری و روحی با ضعف مواجه نشده توانایی کافی برای استقامت و تحلیل شرایط را بدست آورد. دستاورد بزرگ دوران خدمت چیزی فراتر از آنچیزیست که به عنوان یک عرف عوام پسندانه در جامعه رواج یافته است. اگر تمام نه، اکثر قریب به اتفاق مراحل خدمت سربازی یک تجربه استثنایی در طول دوران زندگی محسوب میشود.

 

اجازه دهید از ابتدا به نکاتی اشاره کنم که شاید به واسطه کلی نگری از چشمها دور مانده است.

از همان ابتدای سفر، مبحث انتخاب و گزینش وسائل لازم برای آغاز یک زندگی جدا از خانه و کاشانه حاوی نکاتی بسیار ارزنده است. روبرو شدن فرد با سوالات مهمی از قبیل چه وسائلی را باید و چه وسائلی را نباید با خودم ببرم؟ آنجا ممکن است به چه چیزهایی نیاز پیدا کنم؟ در آنجا به چه چیزهایی دسترسی نخواهم داشت؟ چه وسائلی صرفا بارم را سنگین میکند؟ و همچنین انتخاب وسائل مورد نیاز  با دو پیش شرط لازم و کافی بودن، در کنار توجه به نکته بسیار مهم سبک بودن بار و بنه ای که قرار است مسافت نامعلومی حمل شود میتواند ذهن را با یک معادله سخت روبرو سازد. حل این معادله، بی شک نیاز به حساب و کتاب مدبرانه ای دارد. در نهایت، این حساب و کتاب مدبرانه، شما را در زمینه مسافرتهای طولانی مدت به یک سابقه دار حرفه ای مبدل خواهد ساخت!

 

این مرحله جدا از به کار گیری نیروی ذهن در تجسم آنچه احتمالا در آینده حادث خواهد شد و همچنین نحوه زندگی در شرایط پیچیده آینده، از نکته مثبت دیگری نیز سود میبرد. در این مرحله، فرد از مانع گاها بسیار مرتفع دیگری به نام ترک عادتها نیز باید بگذرد. صرف نظر کردن از تمامی امکانات و لوازمی که جنبه های بسیار زیادی از زندگی را برای فرد ساده و راحت ساخته است خود مسئله ایست دیگر. ترک عادتهایی چون تماشای بیش از حد تلویزیون، استفاده بیش از حد از اینترنت و رایانه، وابستگی زیاد به موبایل و ... به خودی خود همت بالایی را میطلبد.

 

بعد از اتمام مرحله طاقت فرسای صرف نظر کردن فرد از تمام امکانات و وسایلی که بدانها عادت کرده بود، یافتن آمادگی ذهنی لازم برای پذیرش جدا شدن از خانواده و رسیدن به نوعی استقلال که از هر حیث حاوی جنبه های مختلفی از مفهوم واقعی کلمه است نیز سرشار از بار آموزشی و تجربیست. فرد باید بپذیرد که از لحظه اعزام به خدمت، تمام وابستگی های نابجا و افراطی خود را نسبت به خانه و خانواده کنار گذاشته و در پی پیدا کردن خویشتن خویش باشد. فرد باید خود را برای پذیرش مشکلاتی که در رویارویی با انها نمیتواند همچون گذشته از کمک های معنوی و مادی خانواده برخوردار گردد مهیا سازد. همین طرز تفکر از ابتدا ذهن فرد را به کار گرفته باعث میشود در مقام انسانی که با مشکلی مواجه خواهد شد، صرفا نقش یک تماشاچی را بازی نکند. در بسیاری از خانواده ها، والدین به جهت نگرانی های بیش از حدشان، فرزند خود را از روبرو شدن با مشکلات برحذر داشته و هنگام بروز انها نیز، خود را پیش مرگ ماجرا کرده به نوعی ابتکار عمل را از فرزندان خود سلب میکنند. این نوع واکنش سبب میشود، فرزندان خانواده از تجربیات ارزشمندی که به واسطه آزمون و خطا عاید هر کس خواهد شد محروم بمانند. از طرف دیگر نوعی عادت بد در شخصیت فرزندان گمارده خواهد شد. این عادت بد، در زمان بروز مشکلات، ذهن فرزند خانواده را مدام به سمت و سوی والدین خود سوق داده، تفکر و تمرکز کافی را از وی خواهد گرفت و او را مدام وابسته به رای و نظر دیگران خواهد ساخت. اعتماد به نفس فرزند به جهت عدم تاثیرگذاری و سودمندی کاسته میشود و در نهایت از او یک برده گوش به فرمان دیگران میسازد.

 

آغاز مسافرت

خوان بعدی، انطباق است. میزان انعطاف پذیری فرد که متاثر از جنبه های مختلفی چون محیط زندگی، اطرافیان، اعتقادات و ویژگی های موروثیست در پذیرش شرایط جدید نقش به سزایی دارد. ضابطه مندی، قانون مداری و خشک و مردانه بودن شرایط زندگی، دوران خدمت را به نرمی کاملا متفاوت از زندگی مبدل میسازد. زمانی که فرد در این شرایطِ کاملا متفاوت از گذشته قرار میگیرد باید توانایی وفق یافتن با اطراف را دارا بوده و قابلیت پذیرش شرایط جدید را داشته باشد در غیر این صورت نمیتواند همگام با تحولات این دوران پیش رفته با مشکلی جدی روبرو خواهد شد. دوران خدمت را میتوان به نوعی رودخانه تشبیه کرد که در مسیر حرکت خود ناهمواریها را صاف کرده و مسیری یک دست تولید میکند. ایستادگی در برابر این جریان مثبت خروشنده، پیامدی جز شکست به همراه نخواهد داشت. زمانیکه از یک سرباز خواسته میشود پس از صرف غذا، ظرف غذای خود را بشوید، یا هر روز جوراب خود را تمیز کند، یا به دستورات مافوق خود گوش فرا دهد در حقیقت موجی خروشان ایجاد شده تا عادات بد گذشته اش را به دست فراموشی سپرده به مدلی ایده آل از یک انسان خوب و سازنده مبدل گردد.

در خلال خدمت خود با دسته ای از افراد روبرو  بودم که مدام نق میزدند از همه چیز گله داشتند و همواره چهره ای کسل و خمود از خویش به نمایش میگذاشتند، در ارتباطی دوجانبه، چهره آنها در چهره زندگیشان منعکس شده بود و همراه جزو بدشانس ترین های دوران خدمت بودند. آنها همیشه نفر آخر بودند، همیشه اسباب ناراحتی خود و فرمانده را فراهم میآوردند، اگر قرار بود از قضا، غذا به کسی نرسد گزینه های اول این اتفاق را آنها تشکیل میدادند، همیشه آنها بودند که کمترین نمرات را کسب مینمودند، انها از دیگران و دیگران از انها گریزان بودند، نگاه کردن به چهره نا امید آنها دست کمی از پرداخت کفاره گناهان سنگین نداشت! تنبیه و توبیخ ماده یکم قانون زندگیشان شده بود و در یک کلام، به قول خودشان همیشه زندگی با انها سر ناسازگاری داشت. نمیدانستند یا نمیخواستند بپذیرند که این خودشان هستند که سازنده تمام عیار ماتمکده ای هستند که در آن میزیند. نمیخواستند بپذیرند که زندگی، آینه تمام عیار ذهنیت انهاست یا به عبارت بهتر، انعکاسیست از ایده هایی که خودشان بر پیکره زندگیشان تابانیده اند.

بر عکس آنها گروهی دیگر از سربازان همواره بانشاط، سرزنده و پر انرژی مشغول به خدمت بودند. تمام تشویقات، مربوط به آن دسته بود، دور و اطرافشان همیشه شلوغ بود چرا که هم آنها از بودن با دیگران لذت میبردند و هم دیگران از سرو کله زدن با آنها محظوظ میشدند. دیدن چهره باز و روی گشاده آنها همچون نگریستن به دنیایی رویایی از یک پنجره جادویی، شوق آفرین و انرژی زا بود. ماده واحده قانون زندگی این دسته از سربازان چیزی جز عشق نبود و در پناه این عشق، تمام سختی ها و مشکلات دوران خشن خدمت، در محلولی جادویی حل میشد.

عدم توانایی برخی، برای وفق یافتن با محیط و پذیرش شرایط جدید، آنها را در صف آخر قرار داد و فرصت فراگیری تجربیات ارزشمند خدمت را از این دسته ربود.

 

مراحلی که یکی پس از دیگری می آیند و میروند...

همانگونه که ذکرشد، اکثر قریب به اتفاق مراحل آموزش خدمت سربازی، اهدافی ازپیش تعیین شده به دنبال دارند.

بیدار باش!

اجازه دهید دراین مورد کمی از تجربیات شخصی خودم بگویم. زندگی مدرنیته قرن حاضر عامل فراموشی بسیاری از مفاهیم و جلوه های طبیعی دنیاست. در کوتاه کلام، زیبایی هایی که در قالب مدرنیسم، اسباب لذت ما را فراهم می آورد در بسیاری از اوقات همچون حجابی خشن، بر چهره جلوه هایی باشکوه از زیبایی های طبیعی پرده انداخته است. به عنوان مثال، آنقدر در زمینه ساخت فیلم و انیمیشن و رایانه و اینترنت پیشرفت کرده ایم که تمام شب را به تماشای زیبایی های مکانیکی و دیجیتالی میگذرانیم و سر خوش از خیره شدن به یک چهارچوب محدود از تماشای طلیعه ای خدایی به نام طلوع خورشید و سپیده صبح باز میمانیم. و این یعنی دستاورد ممتاز مدرنیسم برای بشریت قرن حاضر!

بی شک دیدن سپیده صبح در زندگی من یک تجربه استثنایی و غریب بود. پیش از دوران خدمت شاید حتی به اندازه انگشتان یک دست هم این اعجاز خدایی را ندیده بودم یا اگر دیده بودم از گذرگاه اندیشه ام عبور نکرده بود. این سپیده آنقدر زیبا بود که هر روز صبح برای دیدن این معجزه الهی اولین نفری بودم که از خواب بر میخواست و آماده میشد و در میدان برای به خط شدن حاضر میگشت. هرگز باور نمیکردم که مشاهده چند دقیقه ای این صحنه، انرژی لازم و کافی برای سپری کردن یک روز سخت را به من بدهد.

 

اجرای فرامین، رژه، صف جمع

یکی دیگر از ارزشمندترین دروس خدمت سربازی بی شک رژه است. بله! همان چیزی که از ان در نزد عموم به عنوان وحشتناکترین قسمت ماجرا یاد میشود! برای اثبات ادعای خود نظر شما را به این نکات جلب میکنم.

رژه، صرفا یک تمرین نظامی خشک به جهت نمایش عمومی نیست. رژه، نه تنها یک تمرین بدنی مفید است بلکه نقش یک فعالیت ذهنی موثر را نیز بازی میکند. درنظر بگیرید فرد باید ذهن خود را برروی فرامین صادره از طرف فرمانده متمرکز کند، یعنی باید حین اجرای رژه، گوش به زنگ باشد و آمادگی لازم را برای واکنش درست نسبت به فرمانها پیدا کند. باید بتواند قوه تشخیص خود را بالا ببرد تا فرامین را درست و صحیح اجرا کند. باید توانایی خود را در یادگیری دستورات افزایش دهد. باید بتواند خود را همگام با افراد صف و گروه همسو کند. فرد در هنگام اجرای رژه با درسی بسیار مهم و ارزنده روبرو میشود. درسی که به او خواهد آموخت برای به نمایش درآوردن یک فرم زیبا، باید خود را با دیگران هم هماهنگ ساخت. در حقیقت معنای فرامین از جلو نظام و نظام از راست، به نوعی گوش زد کردن این مسئله است که انسان در جامعه در کنار هم نوعان خودش میزید و ناگزیر از توجه و شناخت انهاست. نظام از راست به ما میگوید، زندگی کردن یک بازی تیمیست، اگر میخواهید در این بازی به هدف برسید باید خود را با دیگران هماهنگ کنید. باید با یاری دیگران به سمت هدف گام برداشت. حتی اگر زیباترین رژه را از خودتان به نمایش بگذارید اما نتوانید از سمت راستی خود نظام بگیرید و خود را با نفر جلویی و کل گروه هماهنگ کنید هرگز نمیتوانید به هدفی که میخواهید دست یابید. ضرر و زیان هم شامل حال شما میشود و هم کل گروه.

رژه به ما می آموزد که تک نوازی در کار گروهی نه تنها زیبا نیست که کار کل گروه را نیز زیر سوال میبرد. در رژه یاد میگیریم که اگر همه خوب باشند، نتیجه خیلی خوب کسب میشود.

فعالیت بدنی به همراه تمرین ذهنی و تلاش برای دست یابی به تمرکز کافی همه اینها همانند یک غذای بسیار گران قیمت است که بخاطر محروم ماندن از نعمت ادویه ای بس عزیز چون نمک، به هیچ عنوان لذیذ نیست! مارش نظامی یا موسیقی نظامی در این بین نقش جادویی نمک ماجرا را بازی میکند.

این عناصر دستورالعمل معجزه را در کنار هم بچینید و سپس با هم ترکیب کنید. محصول به دست آمده نامش رژه است؛

طراوت و شادابی صبحی زیبا و طلوعی دلنشین، ورزشی سبک و روان و حرکاتی نظام یافته، فعالیت ذهنی و تمرکز روی اجرای حرکات به همراه نوای دلنشین و اغواگر موسیقی.

همه اینها زمانی که شخص نتیجه کار خود و اطرافیانش را میبیند تبدیل به تابلوی زیبایی میشود که هم نقاش را سر ذوق می آورد و هم اسباب لذت بینندگان را فراهم میسازد. دستاورد بزرگ و مافوق بشری قانون نظم در سرتاسر گیتی چیزی جز زیبایی نیست. منتهای زیبایی نظم را میتوان در آسمان و ستارگان یافت. به نظر میرسد، پس از آسمان، یک رژه هماهنگ، زیباترین جلوه نظم و انضباط را به نمایش میگذارد. شخصا از شکوه مراسم صبحگاه لذت میبردم. مراسم صبحگاه، بی شک یکی از بزرگترین نمایشهای خیره کننده ای بود که تا به حال از نزدیک دیده بودم. جذابیت موضوع زمانی بیشتر میشود که بدانیم خود نیز یکی از دست اندرکاران برگزاری این مراسم با شکوه هستیم. تک تک افرادی که در میدان صبحگاه حاضر میشوند نقش به سزایی در برگزاری نمایش دارند. یک حرکت کوچک خارج از قانون، باعث بر هم خوردن نظم میشود و در نتیجه کار کل گروه با اخلال مواجه میگردد. در نتیجه وقتی خود را نیز در آفرینش این شکوه و زیبایی سهیم بدانیم بیش از پیش از آن لذت میبریم. هزاران پای چپ پس از به صدا در آمدن صدای طبل بزرگ به زمین میخورند، هزاران اسلحه، در یک زمان پیشفنگ میشود، هزاران دست کشیده میشود و هزاران دهان با هم به درخواست یک فرمانده، فریاد پاسخ سرمیدهند. تمام اینها گوشه ای حقیر ، کوچک و قابل بیان از پروژه پرشکوه مراسم صبحگاه است.

برافراشتن پرچم سه رنگ و زیبای کشورمان برفراز میدان بزرگ صبحگاه در کنار نواختن سرود به صورت زنده و همخوانی هزاران نفر با هم، ترکیبی بود که دقیقا یادم است در اولین تجربه با دهانی باز و چشمانی مبهوت بدان مینگریستم. در مخیله ام نیگنجید این همه زیبایی در کنار هم.

در کنار طلوع دلنشین خورشید زیر اولین انوار طلایی رنگ و کم رمق آفتاب و نسیم دلربای اواخر زمستان، تسنیم "سر زد از افق مهر خاوران..." جلوه ای الهی یافته بود. شور و شعف و سرزندگی و میل به زیستن در تک تک سربازان جان دیگری یافته بود و به وضوح در چهره هایشان نمادی از حس غرور نسبت به میهن و پرچم سه رنگی که زیر انوار طلایی به آهستگی بالا میرفت مشخص بود. شاید به جرات بتوان گفت هرگز با آن توجه خاص به تک تک کلمات سرود زیبای جمهوری اسلامی نیاندیشیده بودم.

پیامت ای امام استقلال آزادی

نقش جان ماست...

شهیدان پیچیده در گوش زمان فریادتان

پاینده مانی و جاودان

جمهوری اسلامی ایران.

 

روابط اجتماعی با اطرافیان

دستاورد بزرگ دیگر دوران خدمت سربازی، از روابط اجتماعی با دیگران سرچشمه میگیرد. در این دوران، شما با افراد بسیاری که از سلائق و علانق خاص خودشان برخوردارند روبرو میشوید و ناگزیر از برقراری نوعی ارتباط هر چند ابتدایی با آنها هستید. خدمت به من آموخت که با هر کس به شیوه خودش برخورد کنم. نوعی تذکر بجا به من داد که هر کسی ارزش لبخند مرا ندارد و همچنین اخم و ناراحتی هم در برابر برخی جایز نیست. تعدیل پس زمینه ذهنیم از ارتباط با اطرافیان را تمام و کمال مدیون زیستن میان ان جماعت سرباز هستم. به نوعی میتوان گفت، وقتی قرار است با عده ای کثیر در یک مکان زندگی کنید، پس باید آداب زندگی گروهی را نیز یاد بگیرید. این روشها باعث میشود در زندگی آینده به دلیل برخورداری از تجربیات خاص خدمت با مشکل کمتری در زمینه برقراری ارتباط با دیگران برخوردار گردید. دوران خدمت نوعی میدان آزمایش است. میتوانید به راحتی با هر کس تعامل برقرار ساخته و پس از شناخت روحیاتش از شیوه خاصی برای تداوم این ارتباطات بهره بجویید.

اگر چه از ان دسته از آدمهایی بودم که تنهایی را بیش از بودن میان جمع دوست داشت و هر چند از این علاقه ام حداکثر استفاده را نیز مینمودم اما برای اولین بار، در این دوران بود که از با دیگران بودن بیشتر لذت بردم. لحظاتی که تنها میشدم یا زمانی که مجبور بودم به تنهایی سر کنم، احساسی درونی مرا به سمت بودن با دیگران و سهیم کردن شادیهایم و تنهاییم با آنها سوق میداد. و این یک تجربه استثنایی دیگر بود.

 

 

2 نوشته شده در تاریخ  یکشنبه 17 خرداد1388   توسط محبوب |