دست نوشته - کهکشانی های سینمای ایران؛  این بار در لیست ذخیره ها

ویژه بیست و نهمین جشنواره فیلم فجر

کهکشانی های سینمای ایران؛

این بار در لیست ذخیره ها 

 

1- اگر چه مقابل گیشه سینماهای شهر، این روزها شلوغ تر از کار و کاسبی ای که چترفروش های گوشه خیابان راه انداخته اند نیست اما همه نشانه های اطراف خبر از وقوع یک اتفاق جالب میدهند. نشانه های سرمای هوا و سور و سات ایام سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی و تیترهای داغ سینمایی و مصاحبه های جنجالی روزنامه ها را کنار هم بگذارید یک راست میرسید به اتفاق فرخنده ای به نام جشنواره فیلم فجر. بدون شک پس از پیروزی انقلاب اسلامی، جشنواره بین المللی فیلم فجر تاثیر به سزایی در افزایش سطح کیفی سینمای ایران داشته است. آنچنان که لشگری پور، معاون فرهنگی بنیاد سینمایی فارابی به مهر گفته: باید این نکته را در نظر داشته باشیم که جشنواره فیلم فجر حق به گردن سینمای ایران داشته است. چهره‌های شاخصی که برای دیدن آثارشان در جشنواره فیلم فجر مشتاقانه و بی‌صبرانه منتظر هستیم و علاقمندان به سینما اخبار کارهایشان را دنبال می‌کنند از کجا به سینمای ایران معرفی شدند؟ 

2- بیست و نهمین دوره جشنواره بین المللی فیلم فجر امسال با شور و حرارت بیشتری آغاز شد. از حاشیه های پر رنگ بخش داوری مسابقه گرفته تا حذفیات لیست نهایی فیلم های راه یافته به بخش مسابقه، همگی دست به دست هم دادند تا صدای شلیک افتتاح این دوره از مسابقات بیش از پیش به گوش مخاطبان سینمارو برسد. اگر چه حاشیه های مسابقه چون گذشته از یک اتفاق مبدل به یک روال همیشگی شده است اما امسال به دلیل افزوده شدن چند بخش جدید شاهد حاشیه های بیشتری بودیم. از همان ابتدا پس از معرفی اسامی داوران مسابقه، برخی منتقدین به دلیل سابقه مبتنی بر سیاست برخی از اسامی داخل لیست به چند نفر از داوران واکنش منفی نشان دادند.

در بخش تازه ای که امسال در جشنواره به راه افتاده نیز شاهد آرا و نظرات متفاوتی از سوی طیف منتقدان سینما بودیم. بخش "نوعی نگاه" که به نظر میرسد به راحتی پروسه ممیزی جشنواره را دور زده – صرف نظر از اینکه کلیت ماجرای دور زدن ممیزی خوب یا بد است- به فیلم های حذف شده از بخش اصلی مسابقه این اجازه را داده که به هر طریق، روی پرده سالن های سینما نمایش داده شوند. فیلم هایی چون قصه پریا به کارگردانی فریدون جیرانی، پرتقال خونی به کارگردانی سیروس الوند، یکی از ما دو نفر به کارگردانی تهمینه میلانی،‌ مرهم به کارگردانی علیرضا داوودنژاد، اسب حیوان نجیبی است به کارگردانی رضا کاهانی و کوچه ملی به کارگردانی مهرشاد کارخانی امسال در بخش نوعی نگاه به نمایش در می آیند. اینکه ممیزی جشنواره چطور یک دو جین از قدرتمندترین کارگردان های هنری سالهای اخیر سینمای ایران را کنار گذاشته خود قصه دیگری است که در روزهای آینده به آن خواهیم پرداخت. بدون تردید، فلسفه وجودی این بخش جدید در جشنواره، سنگینی سبد حذفیات این دوره است. هیچ کس نمیتواند به این راحتی از کهکشانی های سینمای ایران عبور کند.  

3- بی شک یکی از مهمترین فاکتورهای اساسی در ارزیابی سطح یک جشنواره ملی و فراتر از آن، بررسی شرایط سیاسی و فضای حاکم بر فیلم های نمایش داده شده است. سالهاست که در عرصه جهانی، بیش از اینکه روح هنر مورد تمجید و تقدیر قدرتمندان عرصه رسانه به ویژه داوران بخش های مختلف مسابقات قرار گیرد، گرایش سیاسی آنهاست که معیار سنجش فیلمها را مشخص کرده است. در شرایطی که در غرب، خط قرمز گسترده ای در اطراف مقوله آزادی بیان کشیده شده است، اظهارات دیودونه امبالا کمدین فرانسوی بسیار شنیدنیست. وی به ستاد خبری جشنواره فیلم فجر گفته است:‌ بايد به فيلم‌سازان ايراني بگويم قدر اين آزادي بيان را بدانيد و در جهت تحقق اهداف ضد صهيونيستي با اقدامات فرهنگی و هنري، كمال استفاده را از اين شرايط ببريد. در كشور فرانسه ما هنرمندان هميشه تحت نظر هستيم و زماني كه من براي فعاليت هنري‌ام در اين راستا سالن آمفي‌ تئاتر كوچكي را در كشور فرانسه اجاره كردم با تهديدهاي زيادي مواجه شدم.

منتشر شده در شماره 8626 روزنامه خبرجنوب


ترجمه داستان کوتاه - کاف مثل کشتن

کاف مثل کشتن

کاف مثل کشتن

چارلی فیش Charlie fish

ترجمه: یاسر محبوب

 

امروز یک روز گرم ماه ژوئن است و من از زنم متنفرم.

اسکربل بازی میکنیم. نمیدانید چقدر بازی مزخرفی است. من 42 ساله ام و امروز یک بعد از ظهر داغ و سوزان است و تمام کاری که فکر میکنم می­توانم با زنم انجام دهم همین بازی اسکربل است. می­توانستم بیرون بروم و ورزش کنم، بریزم و بپاشم و با مردم معاشرت کنم. فکر نمیکنم از صبح پنجشنبه تا حالا با کسی جز زنم حرف زده باشم. صبح پنجشنبه با شیر فروش کلنجار رفتم.

حروفی که دست من است مزخرف هستند.

به صورت متناسبی کلمه "شروع" را با حروفی که در دست داشتم در آوردم. با حرف "عین" در ستاره کوچک صورتی و این یعنی 24 امتیاز.

به چهره از خود راضی زنم نگاه کردم وقتی حروفی را که در دست داشت کنار هم میچید. تق تق تق. از او متنفرم. اگر او این طرفها نبود، الان می­توانستم کار جالب و جذابی انجام دهم. می­توانستم از کوه های کلیمانجارو بالا بروم. می­توانستم آخرین فوق ستاره های هالیوودی را ببینم. می­توانستم ملوانی کنم و روی یک موج شکن 60 پایی آبهای وندی گلوب را به سمت افقهای جدید بپیمایم. نمیدانم اما می­توانستم کار بهتری انجام بدهم.

او کلمه "بدشانس" را در آورد با حرف "ب" با امتیاز دو برابر و 30 امتیاز گرفت. او تقریبا مرا شکست داده است. شاید باید او را بکشم!

ادامه نوشته