45 منفعت خوشبینی

45 منفعت خوشبینی

ترجمه: یاسر محبوب

منبع: lifeoptimizer.org

 

به عکس روبرو نگاه کنید؟ چه میبینید؟ لیوانی که تا نیمه پر شده است یا لیوانی که نیمی از آن خالیست!

چندی پیش BBC مقاله ای را با عنوان "زنان خوشبین عمر طولانی تری دارند" منتشر کرد. این مقاله حاصل تحقیقات گروهی از دانشمندان آمریکایی است که در جامعه آماری 100 هزار زن به نتایج مورد توجهی دست یافته اند. تحقیقات نشان میدهد بدبین ها از فشار خون و کلسترول بیشتری برخوردارند؛ خوشبین ها تا 9 درصد کمتر از بدبین ها در معرض بیماریهای قلبی قرار داشته و در مواقع ابتلا به بیماری های قلبی عروقی، تا 8 سال به میزان 14 درصد احتمال مرگ و میر آنها کمتر است.

 

خوشبینی چیست؟

خوشبینی توجه به جنبه های جالب و دوست داشتنی یک اتفاق است و به بیان ساده تر، انتظار وقوع بهترین نتیجه از هر عملی، شما را یک انسان خوشبین معرفی میکند.

 

وینستون چرچیل میگوید: آدم بدبین در هر فرصتی، مشکلاتی میبیند اما یک خوشبین در دل مشکلات خود فرصتهایی یافت میکند. شما چگونه اید؟ آدم بدبین به فرصتهای زندگیش، از دریچه تهدید نگاه میکند، اما خوشبین، در دل تهدیدات زندگیش، فرصتهایی یافت میکند.

 

شایان ذکر است، امیدواری نیز در خوشبین بودن نقش به سزایی دارد.

 

ریک اشنایدر میگوید: "امیدواری پروسه افکار هدفمند است. پروسه ای که تجلی آن هم در اعتقاداتی است که فرد به واسطه آنها میتواند راه هایی برای رسیدن به اهدافش پیدا کند و هم در انگیزشی است که بر اساس ادراک فرد از توانایی ها و قابلیتهایش شکل گرفته.

 

بدون ترتیب خاصی، اینها 45 منفعت بارز خوشبینی در زندگی است؛

1- به شما دلیلی برای زندگی هدیه میکند.

2- سطح استرس های زندگی شما را کاهش میدهد.

3- تحقیقات نشان داده طول عمر شما را افزایش میدهد.

4- به شما قدرت و اراده میدهد تا عواطف و احساساتتان را به بهترین وجه ممکن کنترل کنید.

5- سطح خوشبختی وشادمانی را در زندگی شما بهبود میدهد.

6- عزت نفس و شرافت شما را افزایش میدهد.

7- مهارتهای مقابله با بحرانها و مشکلات زندگی را به شما می آموزد.

8- پشتکار شما را در زندگی زیاد میکند، عاملی که اسباب اصلی موفقیت در زندگی است.

9- به شما احساس موفقیت، تکامل و رضایت میبخشد.

10- سطح سلامت را در زندگی شما ارتقا میبخشد.

11- امیدواری و انتظار مثبتی را نسبت به آینده در ذهن شما پدیدار میکند.

12- حس سودمندی و مفید بودن را در شما زیاد میکند.

13- توانایی کنار آمدن با شکستهای زندگیتان را افزایش میدهد.

14- قدرت بردباری و صبر بر مصائب را در شما زیاد میکند.

15- از شما فردی محتاط و پیشبین میسازد.

16- سلامت فیزیکی و روحی شما را بهبود میبخشد.

17- از طریق مقابله با افکار منفی ذهنتان، نوعی توازن در زندگی شما ایجاد میکند.

18- قدرت حل مشکلات و مسائل پیچیده زندگی را در شما افزایش میدهد.

19- به شما آرامش خاطر میبخشد.

20- روحیه انعطاف پذیری و همچنین تصورات امیدوارانه شما را در مواجهه با مشکلات افزایش میدهد.

21- اطمینان خاطر شما را در باور آمال و آرزوهایتان بهبود میبخشد.

22- از شما انسانی با رفتار و کرداری مثبت خلق میکند.

23- آستانه تحمل شما را افزایش میدهد چرا که شما را در مقابل رنجش های کوچک مقاوم میسازد.

24- عادت پسندیده و موثر سپاسگزاری از دیگران را در شما پرورش میدهد.

25- سطح انگیزه را در زندگی شما افزایش میدهد.

26- به وسیله ترفیع حس سودمندی در شما، موقعیت های موفقیت آمیزی در زندگیتان خلق میکند.

27- بیش از گذشته گل لبخند را روی لبهایتان مینشاند.

28- شما را از خود کم بینی و یاس از خویشتن دور میسازد.

29- درهای زندگیتان را به روی تغییرات سازنده میگشاید.

30- سطح انتظارات مثبت را در زندگی شما افزایش میدهد.

31- روحیه شما را برای گذراندن روزهای زندگی آماده و مهیا میسازد.

32- توانایی برقراری روابط سازنده با اطرافیانتان را افزایش میدهد.

33- شما را در مواقع رویارویی با گرفتاریها و بدبختیهای آنی و ناگهانی مرتجع و آماده میسازد.

34- اعتماد به نفس و عزت نفس شما را بهبود میبخشد.

35- شما را در مرکز توجه همگان قرار میدهد.

36- در اطرافیان نوعی وابستگی و علاقه نسبت به شما ایجاد میکند.

37- نگرانیها و پریشانی های زندگیتان را کاهش میدهد.

38- خلق و خوی بخشش و گذشت را در شما تقویت میکند.

39- قابلیت و توانایی برقراری روابط موثر و سازنده با دیگران را در شما بهبود میبخشد.

40- اسباب پیشرفت های روحی روانی و افزایش بصیرت و آگاهی را در شما فراهم میسازد.

41- خوشبینی با برخی از عقایدتان که شما را از استفاده از قابلیتهایتان منع میکند مقابله مینماید.

42- به شما فرصت میدهد خودتان را نشان داده و پیشرفت کنید.

43- سطح انعطاف روحی روانی را در شما افزایش میدهد.

44- خوشبینی فرا از تاثیرات شخصیتی، نوعی روش درمانی نیز محسوب میشود.

45- سطح زندگی اجتماعی شما را بهبود میبخشد.

 

اینها راهکارهایی برای تقویت حس خوشبینی در شماست:

 

* انتظارات و اهداف قابل دسترس داشته باشید.

* همواره به خاطر داشته باشید که شما انسانی هستید با هزاران عیب و نقص که کاملا طبیعی و بدیهیست.

* گذشته را در نظر آورید، اما با نگاه به آینده روشن، امروزتان را زندگی کنید.

* مراقب باشید هرگز در دام نا امیدی گرفتار نشوید.

* با خودتان روراست باشید.

* با افرادی معاشرت کنید که در زندگیشان همواره خوشبین، سرزنده و امیدوار هستند.

* به آرزوهایتان ایمان بیاورید.

 

نکته هایی آموزنده درباره زندگی

نکته هایی آموزنده درباره زندگی

یاد گرفته ام که...

ترجمه: یاسر محبوب

 

* یاد گرفته ام که اصلا مهم نیست که یک دوست چقدر خوب است، ما هر از گاهی از آنها میرنجیم و ما بایستی آنها را ببخشیم.

* یاد گرفته ام برای یافتن یک دوست خوب لازم نیست دوستانمان را عوض کنیم اگر باور کنیم که شخصیت آ؛نها قابل تغییر است.

* یاد گرفته ام که یک رابطه دوستانه حقیقی، حتی از دورترین فاصله ها به سمت یک عشق حقیقی و راستین رشد خواهد کرد.

* یاد گرفته ام که در زندگی میتوانم عملی انجام دهم که در چشم بر هم زدنی مرا در غم و اندوهی جانکاه فرو برد.

* یاد گرفته ام که باور کنم زمان زیادی طول میکشد تا من همانی شوم که همیشه دوست داشتم باشم.

* یاد گرفته ام که در لحظه خداحافظی، معشوق را با کلماتی عاشقانه ترک کنم، آخر ممکن است آخرین باری باشد که او را میبینم.

* یاد گرفته ام که حتی بعد از ناتوان شدن، باز هم میتوانم تا مدتها به تلاشم ادامه دهم.

* یاد گرفته ام که همواره تحت هر شرایطی من مسئول اعمال و رفتار خودم هستم.

* یاد گرفته ام که در زندگی یا من رفتارم را کنترل میکنم و یا رفتارم مرا!

* یاد گرفته ام که بدون توجه به شدت و حدت یک رابطه دوستانه در ابتدا، احساس و علاقه اولیه آرام آرام محو میشود و بهتر است چیزی باشد که بتواند جای آن را بگیرد.

* یاد گرفته ام که قهرمانان واقعی مردمی هستند که در لحظه، آن کاری را میکنند که باید انجام دهند بی توجه به نتیجه پایانی آن.

* یاد گرفته ام که پول راه کثیفی برای کسب امتیاز است.

* یاد گرفته ام که گاهی مردمی که انتظار داریم در زمان شکست، آزارمان دهند، میتوانند تنها کسانی باشند که نجاتمان دهند.

* یاد گرفته ام زمانی که عصبانی هستم حق دارم عصبانی باشم اما این، به من اجازه نمیدهد که ستمگر شوم.

* یاد گرفته ام فقط به این دلیل که کسی مرا آنچنان که انتظار دارم دوست ندارد به این معنی نیست که او مرا با تمام وجودش دوست ندارد.

* یاد گرفته ام بلوغ و تکامل، ، به تجربیاتی که در زندگی فرا گرفته ام مربوط میشود و نه به تعداد بهاری که در زندگی دیده ام.

* یاد گرفته ام تنها این کافی نیست که دیگران شما را ببخشند، گاهی لازم است شما نیز خودتان را ببخشید.

* یاد گرفته ام باور کنم اصلا مهم نیست که چه دردناک دلتان شکسته است، دنیا بخاطر غم و اندوه شما از حرکت باز نمی ایستد.

* یاد گرفته ام تنها بخاطر اینکه دو نفر با هم دعوا میکنند نمیتوان گفت همدیگر را دوست ندارند و همینطور تنها به این دلیل که با هم دعوا نمیکنند نمیتوان نتیجه گرفت که عاشق همدیگرند!

* یاد گرفته ام نباید برای دانستن هر رازی در دنیا به آب و آتش زد، شاید این راز زندگی شما را تباه کند!

* یاد گرفته ام دو نفر میتوانند به یک نقطه مشخص نگاه کنند و در عین حال دو چیز متفاوت ببینند.

* یاد گرفته ام مدارک و لوح تقدیر های نصب شده روی دیوار، لزوما از شما شخصیتی نجیب و محجوب نمیسازد.

رازهای یک سلامتی ماندگار

رازهای یک سلامتی ماندگار

ترجمه: یاسر محبوب

منبع: health care

زمانی کسی میگفت راز خوشبختی این است که کسی را برای دوست داشتن و کاری را برای انجام دادن داشته باشی یا در انتظار چیزی باشی. احتمالا حقیقتی در این نیازها نهفته است، اگر چه این به معنای لزوم داشتن همسر یا همراهی برای عشق ورزیدن و دوست داشتن و حتی مالک شغلی ممتاز بودن یا گشت و گذار در سراسر دنیا برای احساس لذت و شادی در زندگی نیست. شخصی برای دوست داشتن میتواند یک دوست باشد، یک فامیل یا یک حیوان خانگی و کاری برای انجام دادن و همچنین لذتی که در پی انتظار وقوع حادثه یا خاطره ای شکل میگیرد میتواند درست پیامد ساده تمامی چیزهایی باشد که شما را هر چند کوتاه و مختصر شاد میکند.

اما حتی اگر شما مالک تمامی رازهای خوشبختی باشید ممکن است برای لحظاتی احساس شادی سرشاری نکنید. حالات روحی ما میتواند تحت تاثیر عوامل بسیاری قرار گیرد مثل نحوه زندگی، تجربیات گذشته و عوامل ژنتیکی.

دانشمندان میگویند افرادی که دائما به نظر  میرسد شاد و خوشحالند ممکن است به طور طبیعی و به سادگی دارای سطوح بالاتری از مواد و ترشحات مختلفی باشند. اندورفین (نوعی هورمون) و نئوروترانسمیتر دوپامین و سرتونین.

این مواد بوسیله مغز ترشح میشوند و باعث شادی و سرحالی ما هنگامی که از چیزی لذت میبریم یا هنگامی که اتفاق خوشایندی پیش می ایند میشوند.

حالت فکری ما تنها تا حدی متاثر از گذشته یا عوامل فیزیکیست. مابقی ان  وابستگی خاصی به خودمان دارد. حتی بیش از ان چیزی که شاید ما تصور کنیم تاثیر زیادی روی احساسات ما میگذارد.

ما هرگز نمیتوانیم دائما از هجوم تفکرات منفی جلوگیری کنیم. اما یکی از رازهای تعادل روحی روانی توانایی تمرکز و توجه به زمانیست که شما در حال انتخاب و یا راضی ساختن خود برای منفی فکر کردن هستید تا اینکه سعی کنید تفکر مثبت تری داشته باشید و قادر باشید به شرایط و موقعیتهایی که در زندگی شما، شرایط روحی شما را تحت تاثیر قرار میدهد چشم بدوزید و توجه کنید.

þ عوامل تجربه یک حس لذت بخش:

û آسایش

û توانایی ابراز احساسات

û انتخاب و تمرکز روی اهداف قابل دسترسی

û وقت گذاشتن برای چیزهایی که شما را خوشحال میکنند

û یک رژیم غذایی سالم

û ورزش و یا تمرینی که باعث لذت شما میشود

û عملی که به دنبالش جایزه ای باشد

û برقراری توازن بین تفریح و کار

û به خود مان دادن برای انجام کارهایی که شما را جذب میکند

û وقت گذاشتن برای دوستان و خانواده

þ عواملی که از آنها باید دوری جست

û استرسهای زیاد

û احساسات مبنی بر سرزنش و ناتوانی

û انتظارات بیش از حد از خود داشتن

û تفکرات و احساسات منفی

ü اعتماد به نفس

یکی از مهمترین عوامل سلامتی اعتماد به نفس است. تعریف اعتماد به نفس بسیار گوناگون و متنوع است اما همه موافقند که اعتماد به نفس بالا یعنی قدردانی از خود و اگاهی و اطمینان از ارزش خویش. به طور اختصاصی تر، یعنی ما یک طرز تفکر مثبت داریم، نسبت به توانایی هایمان مطمئنیم و بینش رقابت پذیری از خود برای کنترل زندگیمان داریم.

اعتماد به نفس پایین میتواند به این معنی باشد که ما احساس بی ارزشی، ناتوانی و حتی افسردگی میکنیم. اعتماد به نفس ما اشاره روشنی به مسیر زندگی ما دارد؛ تاریخچه اعتماد به نفس ما از زمان کودکی آغاز گردیده و در طول زندگی ادامه پیدا کرده تمامی تصمیمات ما را تحت تاثیر قرار میدهد.

خودخواهی ها، ناامیدیها و شکستها بخشی از زندگی هستند و حتی بهترین تلاشهای ما همیشه موفقیت آمیز نیستند، اما اعتماد به نفس بالا میتواند به ما کمک کند تا نقصانها و بدیهایمان را ترمیم کنیم.

راهکارهایی برای فایق آمدن بر شکستهای عشقی در زندگی

راهکارهایی برای فایق آمدن بر شکستهای عشقی در زندگی

ترجمه: یاسر محبوب

منبع: وب سایتهای مختلف

 

1- عشق اول، حقیقی یا مجازی؟

بسیاری از روانشناسان این حوزه بر این باورند که اولین عشق در دوره بلوغ اتفاق می افتد و آغازی است برای مرحله ای که در ان توانایی و قدرت دوست داشتن دیگران در فرد شکل میگیرد. بدین معنا که در این دوره فرد به صورت خودکار توانایی و میل دوست داشتن دیگری را در خود احساس میکند. این میل و کشش صرفا از سر احساسات بوده و هیچ پشتوانه عقلی و فکری ندارد. به همین دلیل بسیاری از عشق های اول بسیار آتشین شروع شده و در نهایت خیلی سریع هم سرد میشوند.طبق تحقیقات بیش از 75 درصد نوجوانان عنوان کرده اند طول دوره عشق نخستینشان حاکثر دو سال بوده است. از این رو مسلما عشقی که بدین صورت و در این دوران شکل میگیرد هرگز نمیتواند مصادیق عشقی حقیقی را به دنبال داشته باشد. بارها و بارها داستانهایی در مورد عشق های نخستین آتشینی شنیده ایم که به ازدواج ختم شده و عاقبتی جز طلاق نداشته است.

 

2- چرا نمیتوانیم عشق نخستین مان را فراموش کنیم؟

در بسیاری از موارد، عشق نخستین همچون یادگاری ابدی در ذهن افراد باقی مانده است. نتایج بررسی های اخیر نشان داده تجربه عشق، همچون مصرف مواد مخدر در فرد ایجاد لذت و سرزندگی میکند. بر همین اساس اولین تجربه این لذت همانند تجربه های دیگر این لذات مادی برای همیشه در ذهن ماندگار است. دقیقا مشابه زمانی که یک معتاد، گرایشی بی پایان نسبت به مواد مخدر پیدا میکند آن هم تنها به دلیل تلاش برای تجربه مجدد احساس لذتی که پس از اولین  مصرف مواد به او دست داده بود، اما آن تجربه نخستین هرگز تکرار نخواهد شد. عشق نخستین، نوعی برانگیختن ذهنیست. ایجاد نوعی توهم شیرین در مغز که در بسیاری از موارد، تمام ویژگیها و خصوصیات فرد را دست خوش تغییر میکند. به نظر میرسد دلیل ناتوانی افراد در فراموشی عشق نخستین شان همان لذت ماندگاریست که شاید احساس شود دیگر تکرار نخواهد شد. آمارها نشان میدهند عشق نخستین در بین مردان ماندگارتر از زنان است در حالیکه تحقیقات نشان داده مردان زودتر از زنان عاشق میشوند و زنان پس از عاشق شدن بیش از مردان به عشق شان وفادار هستند.

 

3- آیا عشق و شکست بر جامعه تاثیر دارد؟

عشق اول، معمولا در میان نوجوانان و جوانان 20 تا 25 ساله رخ میدهد. بر اساس آمار بیش از 80 درصد افراد بین سنین 20 تا 25 ساله، عشق اول را تجریه کرده اند. عشق، روی کارایی اجتماعی آدم ها تأثیر مستقیم میگذارد. بر اساس آمار و ارقام، افرادی که دچار شکست عشقی شده اند در حوزه تحصیل با 30 درصد رکود مواجه میشوند و کارکرد شغلیشان هم 25 درصد کاهش پیدا میکند که اگر این درصد را در تعداد افراد مورد نظر ضرب کنیم با ابعاد این مسئلهی مشکل ساز بهتر آشنایی پیدا میکنیم و میبینیم که عشق چه تاثیر اجتماعی و اقتصادی گسترده ای دارد. این مسئله به خوبی بیانگر اهمیت عشق و شکست عشقی و تاثیر آن بر جامعه است. پس باید تلاشی عملی برای جلوگیری از این گونه نقصانها در جامعه شکل گیرد. در بسیاری از موارد، جوانان و نوجوانانی که با شکست عشقی مواجه میشوند به دلیل عدم آگاهی از چگونگی مقابله با مشکلشان به اعتیاد روی اورده و در مواردی حتی دست به خودکشی میزنند. در زیر خواننده نکاتی برای بهتر مواجه شدن با این مشکل بزرگ اجتماعی خواهید بود.

 

چگونه بر شکست عشق اولمان فائق آییم؟

* گریه کنید. هیچ اشکالی ندارد که گریه کنید. فقط اجازه دهید اشکها شما را تخلیه کنند. بعد از گریستن همواره احساس خوبی خواهید داشت.

* از این قطع رابطه به عنوان فرصتی برای انچه همیشه دوست داشتید شوید استفاده کنید. هرگز زمانی بهتر از این برای شما فراهم نمیشود که قدمی عملی برای رسیدن به اهدافتان بردارید.

* اینقدر ساده نباشید که باور کنید هرگز کسی را مثل عشق اولتان دوست نخواهید داشت. بسیاری از عشق های نخستین و شکستهای عاطفی در خلال دوره نوجوانی و قبل از 20 سالگی اتفاق می افتد. شما هنوز مدت زمان بسیاری برای زیستن پیش رو دارید که فرصت خوبیست تا عشق حقیقی خود را در زندگی پیدا کنید.

* در سنین بلوغ، توانایی شما برای دوست داشتن انسان دیگری شکل میگیرد و رشد میکند. پس بخاطر عشق نخستین خود سپاسگزار باشید.

* بخاطر داشته باشید که نخستین شکست عاطفی، همانند یک حقیقت در زندگی همه پذیرفته شده است.

* درک کنید که شما در زندگیتان حق انتخاب دارید.

* تلاش نکنید تا به سوی عشق اول خود باز گردید، شما به خاطر دلیلی از هم جدا شده اید، حتی اگر شما نتوانسته اید آن دلیل را درک کنید.

* اگر مدت طولانی از جدا شدنتان گذشته است و این مسئله هنوز در ذهن شماست و حتی بدتر و بدتر شده است سعی کنید در طلب کمک، از دیگران یاری بجویید.

* اگر در خود تمایل به خود کشی یا آسیب رساندن به خود احساس میکنید با دیگران حرف بزنید و از انها کمک بخواهید. هیچ چیز در زندگی قدرت رساندن شما را به این مرحله ندارد.

* هرگز به او که رهایش کرده اید نگویید که هنوز دوستش دارید. ممکن است مدتی بیشتر به او احساس وابستگی کنید اما به خاطر داشته باشید که این عشق کافی نیست و رابطه شما به دلیلی قطع شده است. اگر نیاز دارید حتما دلائل خود را به صورت مکتوب بنویسید.

* از گفتن جملاتی از قبیل "هرگز نمیتوانم فراموشش کنم" خودداری کنید. شاید اینطور به نظر شما برسد اما این یک نوع کوته نظری نسبت به مسئله است و در دراز مدت مصداق نخواهد داشت.

* هرگز تظاهر نکنید که همچنان این رابطه برقرار است و خود را به عنوان یک زوج محسوب نکنید. اگر مردم از او به عنوان عشق شما یاد کردند شما مخالفت کنید. حتی اگر میدانید که دیگر با هم نخواهید بود، این را با صدای بلند تکرار کنید با این کار شما دارید برای خود پیامی صریح ارسال میکنید. این کار سبب میشود راحت تر با این مسئله کنار آیید.

* اگر از ای میل یا هر اکانت دیگری از انها در اینترنت با خبرید، در برابر وسوسه ارسال نامه یا سر زدن به وبلاگ یا وب سایت آنها مقاومت کنید. شکست در این مبارزه وضعیت شما را خرابتر میکند. اگر انها از ای میل شما باخبرند سریع آنها را عوض کنید.

* هرگاه احساس کردید در خود فرو رفته اید کتابی بردارید و خود را از بند افکار خویش رهایی بخشید. دور ساختن خویش از دنیا با ملاقات یک دوست سبب میشود عواطف شما فرو کش کرده و عادت با خود بودن را ترک کنید.

* این کار بسیار مشکل است اما به همان اندازه ثمر بخش. بهترین و شیرین ترین خاطره هایتان با او را از بین ببرید. آن را کاملا بی معنی کنید.

 

هشدار

* هرگز برای رهایی از مشکلات، به مواد مخدر و نوشیدنیهای الکلی روی نیاورید. اینها در دراز مدت کاملا بی ثمرند و حتی ممکن است شرایط شما را بحرانی تر از قبل کنند.

* اگر احساس تمایل به تنفر از آنها میکنید، از انها بدگویی نکنید. این کار فقط باعث میشود شما احساس بدتری پیدا کنید چرا که ممکن است بعد از مدتی یا حتی بلافاصله احساس گناه کنید.

* اگر بعد از گذشت 6 ماه هنوز تمام توجه خود را به این موضوع معطوف کرده اید، دوستان شما ممکن است به خاطر این افراط ناراحت و عصبانی شوند. بدانید که هر شخصی آستانه تحمل مشخصی دارد و این موضوع میتواند بسیار خسته کننده باشد. دوستانتان همچنان شما را دوست دارند اما نباید یک موضوع یا مسئله را به آنها تحمیل کنید. اگر واقعا نیاز دارید درباره عشق شکست خورده خود حرف بزنید ابتدا از انها بپرسید که تمایلی به شندیدن حرفهای شما دارند یا نه. اگر شما به این حد و حدودها احترام نگذارید تدریجا تمام دوستان خود را از دست خواهید داد.

* به خاطر داشته باشید که شما تنها کسی نیستید که دلش شکسته و شکست خورده است. آگاهی از این موضوع، مسئله را برای شما آسان تر میکند. اما به هر حال اجازه ندهید این مسئله تمام روز شما را به خودش اختصاص دهد این گونه مسائل، شما را تبدیل به شخصی زودرنج و حساس خواهد کرد و جلوی پیشرفت شما را در زندگی خواهد گرفت.

* از بازگشت به گذشته خودداری کنید. اگر چه به نظر میرسد که وضعیت شما را بهبود میبخشد اما این بهبودی موقتیست. اگر شما همچنان به گذشته باز گردید شاید "اکنون" را بهبود بخشید اما "عاقبت" را خراب میکنید.

* بهتر است از منابعی که شما را قادر میسازد کوچکترین عمل عشق نخستینتان را بدانید صرف نظر کنید. داشتن دوستان متقابلی که مدام راجع به هر چه او انجام میدهد، اینکه او چقدر عالیست، با چه کسانی دوست شده، و اینکه اصلا راجع به شما حرف نمیزند صحبت میکنند، هیچ سودی جز بدتر شدن شرایط شما نخواهد داشت. شما نیازی به دانستن اینها ندارید. چیزی که شما نیاز دارید این است که به سادگی از کنار این مسائل بگذرید. به خاطرداشته باشید، آنها متوجه قصد و نیت شما میشوند و شما شبیه آدمهای احمقی به نظر میرسید که هنوز این مسئله را کنار نگذاشته است. پس در هنگام برخورد با این دوستان متقابل، روشی عاقلانه اختیار کنید. این مسئله در مورد استفاده از اینترنت برای ردیابی فعالیتهای او نیز مصداق دارد.

* انجام چیزی/ دیدن چیزی/ شنیدن چیزی را هرگز متوقف نکنید به این دلیل که آنها سبب یادآوری عشق نخستینتان میشوند. اینها جزئی از زندگیست. این قبیل کارها فقط شما را محدود میکند و راه پیشرفت شما را خواهد گرفت.

* اگر تمایلی به خودکشی پیدا کرده اید، به خاطر داشته باشید که شما تنها نیستید، از دیگران کمک بخواهید.