
صدرالله محمدی متولد 1354 فارغ التحصیل مقطع فوق لیسانس رشته فقه و حقوق اسلامی از دانشگاه شهید مطهری است. با 4 سال سابقه، وکیل پایه یک دادگستری و مشاور حقوقیست. در کنار اینها 7 سال هم سابقه تدریس در دانشگاه های آزاد مرودشت و فیروزآباد و فراشبند دارد. در ادامه خواننده مصاحبه سه نقطه با استادی باشید که عاشق سروکله زدن با جوان هاست.
þ در کنار حرفه اصلی خود که وکالت است چه عاملی باعث شد به تدریس گرایش پیدا کنید؟
انرژی جوانی چیزیست که از تعامل و رابطه با جوانان کسب میکنم. شور و شوق جوانی، عشق و نشاط این دوره از زندگی انسان باعث میشود تلاش برای رسیدن به آنچه میخواهیم بیشتر شود و اصولا چیزی به نام خستگی در قاموس جوانی نمیگنجد. دوست داشتم با ارتباط بیشتر با این قشر جامعه تجربیاتم را در اختیار آنها قرار دهم.
þ به عنوان یک پزشک معنوی فکر میکنید وضعیت جوانان ما هم اکنون از لحاظ گرایش به معنویت چگونه است؟
بنا بر آنچه خدا گفته، بشر بر اساس فطرت خلق شده و این فطرت، فطری پاک است که نشات گرفته از ذات اکمل خداست. اما متاسفانه بر اساس شرایطی که هر جامعه برای جوانانش رقم میزند گاهی این فطرت فراموش میشود یا ارزش خود را از دست میدهد. زنگاری که روی روح و روان جوانان جامعه ما نشسته برخاسته از نگرش نادرست جوانان به مفهوم زندگی و زیستن است. وقتی در برابر انها از ذات پاک هستی و ارزشهای صحیح انسانیت حرف میزنیم با شور و اشتیاق گوش میدهند و مقبولیت این مفاهیم در نزد آنها نشان از طهارت ذات آنها دارد. ما صاحب جوانانی باهوش و کارآمد هستیم هرچند در کنار آن، گاه تنبلی هم به چشم میخورد که البته میتوان آن را رفع کرد.
þ در شرایط کنونی با توجه به جمیع اسباب لهو و لعب در جامعه تجویز شما برای دور ماندن از آفتهای زرق و برق دنیا چیست؟
در سخنرانی مقام معظم رهبری نزد جوانان، ایشان سه مورد را برای رشد و کمال آنها نام بردند. 1- تحصیل 2- ورزش 3- تهذیب. اگر جوانان ما این سه عامل را در نظر بگیرند از آفت ها دور خواهند ماند.
þ در این برهه زمانی بزرگترین مشکل جوان جامعه ایرانی را چه میدانید؟
متاسفانه جوانان ما با انتخاب درست و صحیح وارد دانشگاه نمیشوند. این انتخاب بر اساس استعداد و توانایی انها شکل نگرفته است و همین مسئله پس از ورود به دانشگاه باعث میشود علاقه و از همه مهمتر انگیزه لازم برای ادامه تحصیل را از آنها سلب کند. بی انگیزگی عامل اصلی عقب ماندگی جوان است. روح ایمان در آنها تقویت نمیشود، بجای توجه به اصل، فقط پوسته ای از ایمان شکل گرفته و همین عامل باعث تشدید بی انگیزگی جوان است. بی انگیزگی هم به نوبه خود باعث سرخوردگی جوان میشود و او احساس میکند در برابر راهی بی پایان قرار گرفته است.
þ برای اجتناب از این بی انگیزگی چه باید کرد؟
باید روح ایمان در جوان تقویت شود و از همه مهمتر باید به جوان یاد داد با اساتیدی که تجربه لازم را کسب کرده اند مشورت کند و از انها راه درستی را که به پایانی الهی ختم میشود بخواهد.
þ جایگاه دین در جامعه دانشجویی و جوانان جامعه کجاست؟ آیا جوانان ما دین گریز نشده اند؟
شخصا احساس میکنم آنگونه که شما میگویید مسئله بی دینی نیست. وقتی از خدا حرف میزنیم میپذیرند، وقتی بهشت و الطاف خداوند را توصیف میکنیم نشاط پیدا میکنند. وقتی از جهنم سخن میگوییم میترسند پس نمیتوان گفت دین گریزند.
þ اما به نظر میرسد دین جایگاه سابق خود را ندارد؟ کم کاری از جانب چه کسیست؟
نمیشود گفت تمام مشکلات از جانب کم کاری ها شکل گرفته. در ترویج اشکال نیست، در پذیرش اشکال بوجود آمده. زمانی آقای هاشمی رفسنجانی به نوه اش گفت این کار را انجام بده، نوه ایشان برگشت و گفت: حالا که گفتید، این کار را انجام نمیدهم. جوان امروزی ما از آنجا که احساس میکند به چیزی که میخواسته نرسیده است دوست دارد مخالفت کند. عمار زمانی با شخصی یک دنده بحث میکرد، پیامبر فرمود: عمار بحث نکن. اگر کسی خودش را به خواب بزند، هیچکس نمیتواند او را از خواب بیدار کند، کسی که به خواب رفته باشد از خواب میپرد. اگر جوانها نخواهند چیزی را بپذیرند هیچ مروجی نمیتواند با لج بازی آنها مبارزه کند.
þ در این بین فکر میکنید جایگاه تهاجم فرهنگی کجاست؟ آیا تهاجم فرهنگی اسباب این حساسیتها را فراهم نکرده است؟
مهمترین عامل، تهاجم فرهنگی یا به تعبیر رهبر، شبیخون فرهنگی است. بالاترین هدف این تهاجم، بی رنگ کردن دین نزد جوانان جامعه است. هر سال با سرمایه گذاری های کلان، سعی میکنند جایگاه دین را در جامعه اسلامی ما کم رنگ کنند و این مسئله باعث شده حتی بین ما هم مسئله تهاجم فرهنگی عادی شود و به تدریج به یک امر پذیرفته شده مبدل گردد.
þ با توجه به حساسیت تهاجم فرهنگی و قدرتی که در انحراف جوانان دارد، شما راهکارهای دور ماندن از تبعات آن را چه میدانید؟
باید اعتقاداتمان را پر رنگ کنیم و به انها ایمان بیاوریم. این وظیفه مراجع است که خودشان اول باور کنند، بعد به ترویج بپردازند. روایت است شیخ عباس قمی، مولف مفاتیح الجنان، قبل از چاپ کتابش، یک بار به تمام آن عمل کرده است. باور، عمل را هم درست میکند.
þ جوان ایرانی در مقایسه با جوان خارجی در چه جایگاهی قرار دارد؟
از حیث علم و ادراک، جوانان ایرانی همواره در بلندترین نقطه دانش جهانی ایستاده اند. مرتب از طریق رسانه ها میشنویم اخباری را که راوی افتخار آفرینی جوانان این مرز و بوم در المپیادها و جشنواره های علمی هستند. جوان ایرانی، قرنها پشتوانه علمی دارد.
þ گفته میشود جوان ایرانی، بیش از اینکه گذشته گرا باشد گذشته پرست است نظر شما چیست؟
به نظر من بحث بر سر گذشته گرایی یا گذشته پرستی نیست، بحث، عبرت پذیرفتن از گذشتگان است. اعتباری که از گذشته اخذ میشود، میتواند مسیری درست برای آینده تعیین کند. ولی افتخار به گذشته بدون توجه و درس گرفتن از آن، گذشته پرستی است.
þ وضعیت ارتباط حوزه و دانشگاه در کشور ما چگونه است؟ به نظر میرسد فاصله طلبه و دانشجو زیاد شده، چرا؟
در بسیاری از دانشگاه های بزرگ کشور روحانیون، حضور قابل توجهی داشته و با جوانها ارتباط و تعامل خوبی دارند. فاصله زیاد نشده. اگر این طور به نظر میرسد به علت کم بودن تعداد روحانیونی است که وارد دانشگاه میشوند. و مسئله دیگر اینکه برخی علوم با الهیات ارتباط انچنانی ندارد. مثل ریاضیات یا فیزیک که اساسا تحلیل مباحث و قوانین طبیعی است.
þ پیشنهاد شما برای افزایش این ارتباط چیست؟
به نظر من بهتر است در تمام دانشگاه ها، یک روحانی تحصیل کرده و باسواد که بتواند جوابگوی سوالات جوانان بوده حضور داشته باشد. حداقل هفته ای یک بار در دانشگاه ها جلسه داشته باشند. بهتر است شکل این جلسه از حالت کلاسهای کلاسیک درس خارج شده و به نوعی گردهمایی که در آن، زندگی تدریس میشود درآید.
þ و آخرین کلام شما به عنوان یک پزشک معنوی.
اول باید دین اسلام را شناخت نه با پیرایه هایی که ما برای آن درست میکنیم نه با تحلیلی که خودمان از آن داریم. این تفسیرهای شخصی باعث میشود دین گریز شویم. باید دل بدهیم و باور کنیم که این مسیریست که اگر واردش شویم نشاط پیدا میکنیم و برای ادامه آن انگیزه پیدا خواهیم کرد.