پشت شیشه برف می بارد

پشت شیشه برف می بارد

در سکوت سینه ام دستی

دانه اندوه می کارد

چون نهالی سست می لرزد

روحم از سرمای تنهایی

می خزد در ظلمت قلبم 

وحشت دنیای تنهایی